گیاه پزشکی

گیاه پزشکی شاخه‌ای از علوم مرتبط با کشاورزی است.

گیاه پزشکی دنبال جمع‌آوری  اطلاعات مربوط به عوامل بیماری‌زا گیاهی و مدیریت یا کنترل بیماری‌های گیاهی می باشد.

معادل انگلیسی گیاه پزشکی Plant protection بوده در برخی منابع Plant medicine نیز بکار می‌رود.

بهترین متخصصان گیاه پزشک را در تهران در اختیار داریم.

تنها کافی است جهت مشاوره رایگان با شماره ۰۹۱۲۲۱۷۵۱۷۴ تماس بگیرید.

بیماری و آفات برنج و ذرت

بیماری بلاست برنج

بیماری بلاست یکی از بیماری و آفات برنج و ذرت در اغلب نواحی برنج خیز دنیا محسوب میشود. این بیماری برای اولین بار در ایران درسال ۱۳۳۰ در لاهیجان گزارش شدست. خسارت حاصل از بیماری بلاست برنج در سال ۱۳۵۵ در رودسر حدود ۲۰ درصد محصول برآورد شدست. گسترش بیماری به عوامل نظیر درجه حرارت، رطوبت و باد وابستگی کامل دارد. عامل بیماری و آفات برنج و ذرت بلاست برنج در تمام مراحل رشد گیاه فعال بوده و میتواند در روی اندامهای بیرونی گیاه آلودگی ایجاد نماید.

این بیماری در خزانه معمولاً از نوک برگها بصورت لکه کوچک ظاهر و بتدریج به قسمت زیرین گیاه سرایت میکند. در زمین اصلی آلودگی بصورت نقاط کوچک قهوه رنگ ته سنجابی شکل بوده. گاهی رنگ و فرم و اندازه لکه با شرایط آب و هوایی و مقاومت گیاه فرق میکند.

آفات برنج و ذرت

در هوای خشک حاشیه لکه قهوه و در حالیکه در رطوبت بالا، لکه دارای هاله زرد روشنی هستند. بطور کلی متن لکه غالباً برنگ خاکستری یا آبی و یا حنایی با حاشیه قهوه تیره در میاید. قارچ عامل بیماری در گره ضایعاتی ایجاد میکند. که به رنگ قهوه و پوسیدگی خشک آنها و در نتیجه گیاه به آسانی در برابر عوامل منتج به ورس شکننده خواهد شد. آلودگی در گره معمولاً در اواخر فصل و همزمان با تجمع رطوبت در ناحیه گره صورت میگیرد.

اگر شرایط آب و هوایی برای اسپورزایی و گسترش قارچ مناسب باشد. بیماری از اواسط تیر تا اواسط مرداد ماه چنانچه بارندگی ملایمی وجود دارد گسترش می یابد. قارچ عامل بیماری با آلودگی بذور گسترش یافته و ممکن است آلودگی بذور قبل از به گل رفتن یا درحین گل و یا بعد از آن اتفاق افتاده باشد. عامل بیماری در اندوسپرم پوست دانه، پوشه و حتی بین پوشینه دیده میشود.

اقدامات قابل انجام مقابله با بیماری بلاست برنج

۱) رعایت فاصله کاشت و عمق مناسب کاشت بذر.
۲) جمع آوری و انهدام بقایای گیاهی.
۳) ضدعفونی بذرها قبل از کشت جهت جلوگیری از انتقال بیماری.
۴) اجتناب از بکارگیری کودهای ازته در هنگام ظهور گلها و پانیکول.
۵) در صورت امکان کشت گیاه بنا به شرایط منطقه زودتر انجام گیرد.

زمان سمپاشی در مقابله با بیماری بلاست از اهمیت بالایی برخوردار است و توصیه میشود. بلافاصله بعد از بروز علائم بیماری روی برگ به بیماری بلاست که در سال قبل شایع بود. بک سمپاشی قبل از ظهور پانیکول و سمپاشی دیگر پس از ظهور پانیکول صورت گیرد.

بیماری لکه قهوه ای

قارچ عامل بمیار به اندامهای بیرونی گیاه به استثنای ساقه حمله کرده وباعث ایجاد لکه خشک و مرده با حاشیه قهوه ای، کاهش قوه نامیه بذر و نقصان کمیت و کیفیت محصول را تحت تاثیر قرار میدهد. در روی برگها، لکه قهوه کوچک گرد یا بیضی شکل بروز میکند.که این لکه بصور نامنظم در تمام سطح برگ، غلاف و پوشه پراکنده که در شروع برنگ قهوه روشن تا قهوه متمایل به ارغوانی هستند. بتدریج که بزرگ و گسترش می یابند. قسمت میانی آنها برنگ سفید چرک تا خاکستری متمایل به قهوه تیره در میاید. گاهی لکه بهم متصل و باعث خشکیدگی برگ میشود.

خسارت حاصل از حمله بیماری و آفات برنج و ذرت

۱) بذور آلوده جوانه نزده و قسمتی از بذور از بین میروندو یا اگر جوانه برنند بعد از مدت کوتاهی ازبین رفته ویا رشد آن کاهش یافته و فعالیت قسمت سطح برگ کم میشود.
۲) میزان رشد تقلیل یافته و اندازه دانه کوچک و تعداد آنها کم میشود.
عامل بیماری و آفات برنج و ذرت توسط بذر انتقال مییابدو قادر است حداقل تا ۴ سال در دانه زنده بماند. همچنین آلودگی ممکن است بوسیله اسپورهایی که از سالی به سال دیگر در خاک صورت گیرد. انتقال و انتشار بیماری بوسیله باد یا آب یا علف هرز انجام میشود.

از دو روش زراعی و شیمیایی میتوان جهت مقابله با این بیماری بهره برد که شامل مراحل زیر است.
۱) روش زراعی که شامل از بین بری بقایای گیاهان آلوده.
۲) جمع آوری و انهدام علفهای هرز.
۳) استفاده از ارقام مقاوم به بیماری و آفات برنج و ذرت.
۴) جلوگیری از ورود آب از مزراع آلوده به مزارع دیگر.
استفاده از روش شیمیای قبل از کشت بذرها نیز نتیجه مطلوبی به همراه خواهد داشت.

پراونه کرم ساقه خوار برنج

این آفت برای اولین بار در سال ۱۳۵۱ در تنکابن و رامسر طغیان کرد و ظرف مدت ۵ سال تمام شالیزارهای شمال را فرا گرفت. پروانه نر کامل کرم ساقه خوار برنگ خاکستری و پروانه ماده برنگ زرد روشن و یا متمایل به قهوه است. روی بالهای جلویی هر دوجنس، چند لکه نقره خام وجود دارد. ماده بزرگتر از نرها بوده وعرض پروانه با بالهای باز ۲۸-۲۰ میلیمتر میباشد. لاروها عموماً به رنگ قهوه متمایل به خاکستری بوده و کپسول سر در لاروهای سن یک برنگ قهوه تیره ودر سایر سنین زرد متمایل به قهوه است. شفیره بطول ۱۵-۱۲ میلیمتر و برنگ قهوه روشن هستند. که بتدریج برنگ قهوه تیره گرایش پیدا میکند.

آفت برنج

این آفت در یک سال زراعی ۳-۲ نسل بوجود میاورد که نسل دوم بیشترین خسارات را به مزارع برنج میاورد. کرم ساقه خوار، زمستان را بصورت لارو کامل در داخل ساقه وبقایای محصول برنج وعلفهای هرز میگذارندو لاروها در اوایل بهار تبدیل به شفیره و شفیره ها پس از ۱۰ روز باز میشوند. پروانه نر و ماده جفت گیری و تخمهای خود رابصورت توده روی سطح تحتانی و فوقانی برگ و یا ساقه برنج میگذارند. لاروها بعد از تفریح از پارانشیم برگها تغذیه نمود. وارد ساقه برنج میشوند. تغذیه لاروها از درون ساقه در این مرحله باعث خشکیدگی جوانه مرکزی میگردد. لاروها در داخل ساقه تبدیل به شفیره و پس از گذشت ۶ روز پروانه نر و ماده بوجود میایند.

دوره تفریح در نسل الو ۱۱-۷ روز و در نسل دوم ۷-۵ روز بطول می انجامد. در اثر تغذیه لاروهای نسل دوم و سوم، پانیکولهای برنج سفید میشوند. استفاده از ارقام زودرس و ارقام مقاوم به بیماری و آفات برنج و ذرت تا حدود زیادی از ابتلای گیاه به این بیماری جلوگیری میکند. مقدار سموم مورد استفاده در نوبت اول به میزان ۱۵ کیلوگرم از دیازینون ۱۰در صد در نوبت اول دیازینون گرانول ۵ درصد در نوبت دوم بمیزان ۴۰ کیلوگرم در هکتار توصیه میشود.

پروانه تک نقطه برنج

پروانه تک نقطه برنج در بیشتر مزارع گیلان و مازندران دیده میشود. طول پروانه از ۵/۱۷-۱۳ میلیمتر و عرض آن با بالهای باز زا ۴۴ -۳۳ میلیمتر میرسد. رنگ آن قهوه یا زرد خاکستری، بالهای رویی برنگ خاکستری مایل به زرد تا قهوه روشن، یک لکه سفید کوچک سفید رنگ و مشخص در وسط بالها بوده و بالهای تحتانی روشنتر از بالهای رویی ورگها به رنگ تیره میباشند. لارو برنگ قهوه مایل به سبز با تعداد زیادی شبکه تیره، در طول منافذ تنفسی نوار عریض تیره رنگ با کناره سفید و در پشت لارو نوار عریض دیگری دیده میشود.

بین این دو نوار طولی، نوار عریض دیگری برنگ نارنجی یا قهوه توام با حاشیه سفید رنگ دارد. لاروهای آفت پروانه تک نقطه تمام قسمتهای برگ را خورده و فقط رگبرگهای اصلی را باقی میگذارد. میزان خسارت این آفت در زمان شکوفایی دانه بیشتر از زمانی که شالیزار آب دارد. آفت بصورت لاروهای کامل وبندرت بصورت شفیره در کاه وکلش محصول و حتی در شکافهای زمین زمستا گذارنی میکند. پروانه این آفت گرایش مثبتی بنور داشته و با تله نوری شکار میشوند. در صورت نیاز به مبارزه شیمیایی میتوان از سموم فسفر لارو کش استفاده نمود.

پروانه کرم سبز برگ خوار برنج

این آفت از سال ۱۳۵۲ مشاهده گردید ودر سال تشخیص داده شد. بال جلویی پروانه ماده به رنگ کهربایی با نوارهای بریده و نامنظم، بال عقبی ماده برنگ زرد مخلوط با قهوه کمرنگ میباشد. بال جلویی پروانه نر زرد طلایی با نوارهای برنگ قرمز خونی، بالهای عقبی نرها برنگ تیره میباشد. طول بدن در پروانه نر ۸ و در ماده به ۱۰ میلیمتر و عرض آن بالهای باز در نرها به ۱۹میلیمتر و در ماده به ۲۳ میلیمتر میرسد. لاروهای جوان از پارانشیم روئی برگ تغذیه نموده و موجب بروز لکه طولی و زرد رنگ در روی برگها میشوند.

لاروهای سنین بالا از حاشیه برگ شروع به تغذیه کرده واز تمام قسمتهای آن به استثنای رگبرگ تغذیه میکند. این حشره در برخی از مناطق مازندران نطیر آمل سه نسل دارد. تراکم جمعیت در نسل دوم بیشتر از سایر نسلها است.

ظهور نسل اول با انتقال نشا برنج از خزانه به مزرعه همزمان بوده و نسل سوم کمی قبل از برداشت محصول برنج ظاهر میشود. آفت مزبور زمستان را بصورت شفیره در بین برگها و ساقه باقیمانده در زمین و همچنین روی بقایای برنج میگذارند و بهار پس از پاش بذر جوانه زده برنج در خزانه ، پروانه نر و ماده ظاهر و پروانه ماده تخمهای خود را بطور منفرد و یا بصورت دسته روی برگ یا زیر برگ میگذراند. تراکم این آفت در نسل دوم شدید بوده و با سمپاشی علیه نسل دوم پورانه کرم ساقه خوار برنج همزمان میشود. لذا در شالیزارهای که سمپاشی بر علیه کرم ساقه خوار انجام گرفته نیاز به مبارزه مجدد با این آفت نمیباشد.

بیماری سیاهک ذرت

بیماری سیاهک ذرت در سالهای اخیر از مشهد و اطراف اصفهان گزارش شدست. نشانه و علائم بیماری بیشتر در روی اندامهای نر و ماده ذرت ظاهر و بطور کلی آلودگی جنینی میباشد. اسپورهای عامل بیماری و آفات برنج و ذرت در خاک باقی میماندو ظهور آلودگی در گیاهان بسیار سریع اتفاق میافتد. معمولاً برجستگی و تورمهای در تمام قسمتهای هوایی گیاه و مخصوصاً ساقه و میوه پدید میاید.

قسمتهای متورم ابتدا برنگ خاکستری بوده و بتدریج برنگ تیره در آمده و در نهایت قسمتهای متورم یا کیسه مانند شکاف برداشته و اسپورهای قهوه متمایل به سیاه آزاد میگردند. تناوب زراعی، رعایت اصول بهداشت در مزرعه تا حدود زیادی روی کنترل عامل بیماری و آفات برنج و ذرت موثر واقع میشود. متاسفانه تاکنون روش مناسب و موثری جهت مبارزه با این بیماری و آفات برنج و ذرت پیدا نشدست.

پروانه ساقه خوار ذرت

این آفت در سالهای اخیر در استانهای گیلان و مازندران روی ذرت خسارت زیادی وارد کرده است. در مراحل اولیه تغذیه لاروها، برگهای وسط بوته سوراخ و در مراحل بعدی، لارو از محل اتصال بلال به ساقه وارد ساقه میشود. لاروهای داخل چوب بلال نیز میگردند. پروانه ماده تخمهای خود را بصورت توده روی برگها وزیر برگها و روی غلاف و گاهی روی ساقه میگذارند.

در استانهای شمالی ایران این آفت ۲نسل دارد. نسل دوم روی برنج فعالیت کرده و خسارت جزئی نیز وارد میکند. زمستان گذرانی آفت بصورت لاروهای کامل و درون ساقه و بقایای ذرت، برنج وعلفهای هرز صورت میگیرد. ایجاد شخم عمیق و انهدام علفهای هرز و همچنین استفاده از سموم دیازینون ۲۰درصد به میزان ۵/۲ لیتر و سومیتیون ۵۰ درصد به میزان ۵/۱ لیتر در هکتار هنگام تفریخ تخمها و قبل از ورود لاروها به داخل ساقه توصیه میشود.

شب پره زمستانی

این آفت در اکثر مناطق ایران که ذرت کشت وجود دارد. لاروهای شب پره زمستانی از پارانشیم برگ تغذیه نموده ودر محل طوقه باعث قطع ساقه و آوندها میگردند. که در نتیجه بوته قطع و به زمین میافتند. زمستان گذرانی این آفت بصورت لاروو تعداد ی ازافراد جمعیت بصورت شفیره صورت میگیرد. در مناطقی که صدمه شب پره زمستانی زیاد است.

توصیه میشود مزرعه را قبل از کشت با سموم شیمیایی ضدعفونی نمود. سموم آلدرین ۴۰ درصد به میزان ۳-۵/۲ لیتر در هکتار و همچنین طعمه پاشی با طعمه پاشی با گامکسان و سمپاشی با دیپترکس ۵۰ درصد بمیزان ۲ لیتر در هکتار در هنگام تفریخ تخمها توصیه میشود.

کرم غوزه یا کرم بلال

این آفت میزبانهای زیادی داشته و بیشتر از همه ذرت، پنبه و گوجه فرنگی را مورد قرار می دهد. آفت کرم قوزه در اکثر مناطق ذرت کاری استانهای مازندران، گیلان واردبیل انتشار دارد. در مراحل اولیه رشد نبات، سوراخهای تقربیاً گرد روی برگهای جوان ایجاد و در مراحل بعدی از گل آذین نر، نوک بلال و دانه تغذیه میکنند. پروانه ماده تخمهای خود را بصورت انفرادی روی برگهای و نزدیک غلاف و روی میوه میگذراند. زمستان گذارنی آفت بیشتر بصورت شفیره و در زیر خاک انجام میشود.

در حالیکه ولی شناسی در سال ۱۳۵۲ زمستان گذارانی آفت را غالباً بصورت لارو و بندرت بصورت شفیره و محل زمستان گذرانی را داخل ساقه و سایر بقایای گیاهان گزارش داده است. از مهمترین روش مقابله با این آفت میتوان به شخم غمیق پاییزه و یخ آب زمستانه اشاره کرد که باعث از بین رفتن ذخیره زمستانی آفت و از جمعیت آنها به میزان قابل توجهی خواهد کاست. از سموم شیمیایی نظیر دیبترکس ۸۰ درصد به نسبت ۲-۵/۱کیلوگرم در هکتار یا فسفدرین ۲۴ درصد وگوازاتیون میتوان جهت مبارزه با آفت کرم بلال استفاده کرد.

گروه باغبانی و جابجایی درخت هورس را در اینستاگرام دنبال کنید.

بیماری غلات و گندم

بیماری سیاهک آشکار گندم

بیماری سیاهک از جمله بیماری غلات و گندم که تقربیاً در هر یال زراعی در مناطق گندم خیز کشورمان با شدت و میزان متفاوت بروز میکند. شدت خسارت بیماری غلات و گندم بسته به شرایط اقلیمی، گونه گندمو نژادهای فیزیولوژیکی قارچ عامل بیماری متغیر مینماید. عامل بیماری صرفاً روی گلها فعالیت داشته و گاهاً قسمتی و یا تمامی سنبله را آلوده مینماید. این آلودگی بگونه ای ادامه مییابد. در نهایت سنبله بصورت یک توده سیاه درمیاید. اسپورهای سیاه رنگ بعد از آزادی، بوسیله باد روی سنبله پایه هی سالم منتقل و آلودگی بطور معمولی هنگام گرده افشانی انجام میگیرد. با قرار گیری اسپورها در مجاورت کلاله، لوله تندشی تولید میشود. پس از ۱۰-۸ روز به میکروپیل میرسد.

عامل بیماری غلات و گندم در بین سلولهای کیسه جنینی به استثنای بخش ریشه چقدر قادراست تا مدت ۵-۴ سال به حالت کمون در این ناحیه بسر برده و همزمان با جوانه زدن بذر، عامل بیماری هم فعالیت خود را از سر گیرد. مناسبترین شرایط جهت ایجاد آلودگی، وجود رطوبت و بارانهای خفیف میباشد. جهت مقابله با بیماری سیاهک آشکار از سمومی استفاده میشود. تا در دانه نفوذ و فعالیت عامل بیماری را متوقف کند. سمومی نظیر ویتاواکس ۶۵ درصد، کارباندازول ۶۰ درصد، تیوفامین ۸۰ درصد، سرکوبیم ام ۷۰ درصد هر کدام بنسبت ۳ در هزار کارآیی مناسبی در مقابله با این بیماری دارند.

بیماری سیاهک پنهان گندم

متاسفانه این بیماری غلات و گندم در سراسر جهان ود مناطق نسبتاً معتدل و مرطوب از انتشار بالایی برخوردارست. قارچ عامل بیماری از خانواده TILLETIACEAE و جنس Tillatin میباشد. علائم بیماری غلات و گندم در مزرعه کم و بیش با کوتاه ماندن طول ساقه و گاهی کاهش تعداد برگها و نیز کوچک ماندن آنها مشخص میشود. رنگ سبز برگهای بوته بیماری در سطح بین گره فوقانی به آبی مایل به سبز تبدیل میگردد. پوشه معمولاً کمرنگ و برنگ زیتونی در می آید. سنبله بیمار گاهی کوتاهتر و گاهی درازتر از سنبله سالم میباشند.

پوشه و پوشینه سنبله بیمار بیشتر از پوشه و پوشینه سالم از یکدیگر باز میگردند. معمولاً دانه بیمار کروی و محتویات داخل دانه تبدیل به توده سیاه رنگی میشوند. در زمان خرمن کوبی، اسپورها از دانه آلوده آزاد و روی دانه گندم قرار میگیرند. قوه نامیه کلامیدوسپورها هم فعالیت خود را آغاز و از راه کوتیکول و یا کلاهک جوانه انتهایی به بین سلولهای گیاهی رخنه و خود را به جوانه مرکزی گیاهچه میرسانند.

سه گونه از جنس Tilletia که به گونه مختلف گندم و چاودار حمله میکنند.

  1. Tilletia caries
  2. Tilletia fotida
  3. Tilletia controversa

ضد عفونی بذور گندم قبل از کاشت با ویتاواکس و تریتیزان به نسبت ۱ تا ۲ در هزار نقش بسیار تعیین کننده روی عامل بیماری دارد.

سفیدک سطحی غلات

قارچ عامل بیماری غلات و گندم بتعداد زیادی از گیاهان خانواده گرامینه وحشی حمله و برخی از ارقام این قارچ بطور انحصاری روی گیاه زندگی کند. علائم و نشانه بیماری بطور معمول بوی قسمتهای پائینی ساقه و برگها ظاهر شود. چنانچه شرایط محیطی مساعد باشد. قسمتهای دیگر گیاه نظیر برگهای بالایی ساقه و سنبله نیز مورد تهاجم عامل بیماریزا قرار خواهد گرفت. در اثر این بیماری لکه پراکنده و کوچک در سطح پهنک و نزدیک رگبرگها ایجاد میشود. لکه بتدریج بزرگتر و به یکدیگر متصل میشوند. تا اینکه تمام عرض برگ را احاطه کنند.

در ابتدا رنگ این پوشش عنکبوتی سفید روشن بوده و بتدریج برنگ خاکستری چرک و درنهایت به رنگ قهوه ای روشن در میاید. از مهمترین راههای مقابله با این بیماری مراقبتهای زراعی و استفاده از ارقام مقاوم در برابر بیماری غلات و گندم اشاره کرد. همچنین در صورت افزایش خسارت حاصل از بیماری در سالهای قبل از ترکیبات گوگردی یا کارتان استفاده شود.

سپتوریوز برگ گندم

زمان بروز اولین علائم بیماری بسته به رقم گیاه و شرایط اقلیمی در سالهای مختلف متفاوت و به اشکال مختلف بروز میکند. این علائم گاهی بصورت لکه کوچ گرد یا بیضی رنگ پریده و بطور پراکنده روی برگها و غلاف ظاهر میشود. در مورد دیگر لکه متعدد بزرگ و بصورت نوارهای مستطیل شکل، پهنه برگ را میپوشاند. در روی برگهای اولیه که با خاک تماس دارند. ابتدا لکه های کوچک بصورت رنگ پریده در می آید. بتدریج بزرگ و برنگ زرد تغییر مییابند. با گسترش بیماری در روی اندامهای گیاه و با مهیا بودن شرایط مناسب، در سطح لکه نقاط سیاه رنگ کوچکی بنام پیکنید تشکیل میشود.

براساس بررسیهای بعمل آمده عامل این بیماری غلات و گندم در ایران Septoria tritic که آلودگی اولیه آن از طریق خاک صورت میگیرد. دوره کمون بیماری در حدود ۱۰-۶ روز و پیکنید پس از گذشت ۲۰-۱۵ روز تشکیل میشوند. قارچ عامل بیماری در فصل تابستان بعد از عملیات برداشت محصول بصورت پیکنید روی بقایای محصول، کاه و کلش آلوده روی خاک در مزرعه باقی می ماند. در فصل پاییز و با شروع بارندگی پیکنیورسپورها بعد از خروچ از پیکنید با ایجاد جوانه و ایجاد آلودگی میکنند. اقدامات مهم در راستای مقابله با این بیماری شامل استفاده از ارقام مقاوم، حذف بقایای گیاهی در مزرعه و از بین بردن علفهای هرز گرامینه حساس میباشد. سمومی نظیر مانب، مانکوزب وبنومیل روی بیمار اثر خوبی دارد.

سیاهک سخت یا پوسیده جو

بیماری سیاهک سخت در اکثر مزارع جو در کشورمان طی سالهای مختلف با شدت متفاوتی بروز میکند. در کل اهمیت آن کمتر از سیاهک آشکار جو است. عامل بیماری سیاهک سخت منحصراً در سنبله به حالت توده نمایان و بطوریکه شکل سنبله آلوده بدون آنکه بطور محسوسی تغییر یابد. توده سیاه کلامیدوسپور در غشایی نازک جانشین مواد درونی سنبلک میگردد. هنگام خرمن کوبی آزاد میشود. بر روی دانه قرار میگیرد. معمولاً تمام گلهای زایای یک سنبله مورد حمله قارچ عامل بیماری قرار میگیرد.

پخش و انتشار اسپور در نتیجه پاره شدن قاعده پوششهای گل هنگام خرمن کوبی صورت گرفته و اسپورهای آزاد و به قسمت جدار وارد گیاهچه و در گیاه ایجاد آلودگی میکند. استفاده از سم ویتاواکس و تریتیزان به نسبت ۲ در هزار ضدعفونی بذور توصیه میشود.

جدول بیماری اصلی غلات گندم

اقدامات کنترلی انتقال و انتشار عامل بیماری زا
واریته مقاوم، کنترل نسبی با سمپاشی مایه تلقیح از منابع دور آمده و انتشار ثانویه سریع از طریق اسپورها است زنگها
Puccinia gramins
p>recondite
P.striformis
کندن گیاهان مبتلا به بیماری چنانجه آلودگی کم باشد درمان بذور باقارچ کشهای سیستمیک بذر زاد داخلی ، آلودگی از طریق تخمدان بدون علائم ظاهری سیاهک آشکار
Ustilago nuda
تناوب، بذور تمیز و ضدعفونی شده با ترکیب یک قارچکش سیستمیک و یک محافظت کننده سمپاشی هنگام ظهور خوشه ها بذر زاد و خاکزاد، آلودگی اولیه در دانه های انفرادی و انتشار ثانویه در محصول سرپا سیاهک جزیی
Neovossiaindica
تناوب، استفاده از بذور تمیز مانند بیماری بالایی بذر زاد و خاکزاد، انتشار ثانویه وجود ندارد ، آلودگی بذر و خاک هنگام برداشت سیاهک پنهان
Tlletia tritici
T.lavis
واریته مقاوم، بهداشت مرزعه ، کندن و از بین بردن بوته های آلوده ، کشت در آب وهوای گرم، درمان بذور بذرو آلوده، کاه آلوده و خاک آلوده منبع اینو کوکرام اولیه هستند انتشار ثانویه وجود ندارد سیاهک برگی
Uroystis agropyri
واریته مقاوم، سمپاشی اینوکولوم از منابع دور دست میاید، انتشار ثانویه سریع بع وسیله کنیدیها سفید پودری
Erysiphe graminis
تناوب، شخم در هوای گرم، بهداشت ، بذور تمیز، کاربرد نماتدکش گرانول در خاک بذر و خاک با گالها آماده میشوند ، انتشار ثانویه وجود ندارد نماتد گال بذری
Anguina tritici
تناوب، شخم تابستانه ، بهداشت کاربرد نماتد کشها خاک آلوده و سیست، انتشار ثانویه امکان دارد. نماتد سیست یا بیماری مولیا
Molya Heteordera Avenae
آفت سن گندم

جنسهای مختلفی از سن، محصول گندم را در مناطق مختلف کشورمان مورد حمله قرار میدهند. سن Eueygaster integriceps put برنگهای مختلف و بطول ۱۳ میلیمتر میباشد. سر این سن مثلثی شکل و عرض سربیشتر از طول آن میباشد. سن گندم در دو مرحله به گیاه خسارت وارد میکند. مرحله اول زمانیکه حشرات کامل از کوه به مزرعه رسیده باشند. مصادف با اوایل بهارست. در این موقع از فصل سنها از برگها و ساقه نرم گیاه تغذیه کرده وباعث چوک شدن سنبله گندم خواهند شد.

مرحله دوم خسارت مربوط به پوره است. بدین معنی پوره بعد از خروج از تخم از دانه نرم و لطیف داخل سنبله تغذیه و باعث لاغر شدن دانه  میشوند. آفت سن بصورت حشره کامل ودر کوهها وزیر علفهای هرز قادرست. زمستان گذارنی کند. در اوایل بهار و با مساعد شدن هوا سنها به سمت مزرعه پرواز و پس از چند روز تغذیه جفتگیری و ماده شروع به تخمگذاری میکنند. پوره بعد از ۳-۲ روز پس ازتفریخ از تخم، شروع به تغذیه از شیره نباتی برگها و جوانه میکنند.

دستور العمل مبارزه با سنهای مضر غلات و گندم
  • حداقل آلودگی قابل مبارزه برای سن مادر یک عدد در متر مربع در مورد پوره ۵-۴ عدد در مترمربع میباشد.
  • مقدار سم مصرفی از سموم سومیتیون یا لبایسید برای سن مادر و پوره سنین یک دو و سه به میزان ۲/۱ لیتر در هکتارست.
  • سمپاشی بر علیه سن مادر بلافاصله پس از مهاجرت سنها از کوه به مزارع.
  • بازدید منظم از مزارع تا اینکه حداقل سمپاشی برعلیه سنها صورت گیرد.

بیژن صمغ آبادی.

بیماری درختان میوه خشکباری

بیماری درختان میوه خشکباری لکه آجری برگ بادام

علائم بیماری درختان میوه خشکباری روی برگ بادام ابتدا بصورت لکه بی شکل و سبز متمایل به زرد ظاهر و در ادامه برگ کلروفیل خود را در محل این لکه که معمولاً گوشه دار و حاشیه نامشخصی دارند. کاملاً از دست داده و برنگ زرد در می آید. بتدریج که قارچ عامل بیماری پیشروی و رشد و نمو میکند. رنگ لکه نیز از زردی به نارنجی و سپس به قرمز آجری در میاید.

در این موقع بافت برگ در محل لکه ضخیم و به سمت سطح تحتانی برجسته میشود. در حالیکه در قسمت فوقانی برگ فرورفتگی بوجود میاید. برگ در محل لکه ها ضخیمتر و گاهاً ۳-۲ برابر ضخامت برگ سالم میرسد. اواخر فصل تابستان لکه برگ به رنگ کاملاً قهوه ای و تیره درامد. بافت برگی در این قسمت خشک و میمیرد. قارچ عامل بیماری بعد از نفوذ در بافت برگهای بادام ریسه ای تشکیل میدهد.

بین بافت نردبانی پیشرفت و در آنجا برشد و توسعه خود ادامه میدهد. همزمان با رشد ریشه و افزایش تراکم آنها محتویات سلولهای برگ فاسد و بافت نردبانی برگ بهم میریزد. بسیاری از سلولهای مرده و برخی از آنها برنگ نارنجی در میایند. جهت مبارزه با بیماری میتوان از انواع قارچ کشها در چندین نوبت استفاده کرد. اولین سمپاشی در اسفند ماه با قارچ کش کاسید ۱۰۱ به نسبت ۵ در هزار انجام میگیرد.
در فصل بهار همین درختان را چهار بار یکی از قارچکشها سمپاشی میکنند. اولین سمپاشی بهاره بعد از ریزش گلبرگها و تقربیاً در دهه سوم فروردین ماه صورت میگیرد. سه نوبت سمپاشی بعدی به فاصله دو هفته از همدیگر انجام میگیرد.


سفیدک سطحی بادام

بیماری درختان میوه خشکباری معمولاً از اواسط تابستان شیوع میابد واولین علائم آن لکه سفید خاکستری در سطح تحتانی برگهاست در ادامه این لکه با یکدیگر پیوست و قشر سفید رنگی در سطح زیرین برگ بوجود میاورند. اغلب در سطح فوقانی برگ لکه قرمز یا قهوه ای رنگی ظاهر میشود که در مقابل لکه سفید سطح زیرین قرار میگیرد. بیماری سفیدک سطحی بادام و پسته دارای میزبانهای فراوانی است. قارچ عامل بیماری درختان میوه خشکباری چرخه زندگی قارچ عامل سفیدک سطحی بادام معمولاً دارای دو مرحله غیر جنسی و جنسی است.

میسلیوم قارچ در فصل رشد درخت در سطح برگ رشد کرد. با پراکندگی میسلیوم در درون میزبان، کنیدیوفورهای اوالاریوپسین تولید میشود که ضمن خروج از روزنه برگ به یک کنیدی درشت آویز مانند منتهی میشود. از اواخر شهریور ماه واوائل پاییز عامل قارچی بهمین صورت زمستان گذارنی نمود. در اوایل بهار کلیستوتسها با جذب رطوبت متورم و پاره و اسکوسپورها روی برگها میافتند تا زندگی قارچ از سر میگیریم. جهت مبارزه با بیماری درختان میوه خشکباری چنانچه شدت بیماری درختان میوه خشکباری زیاد باشد میتوان از سم کاراتان یا سموم گوگردی استفاده نمود.

بیماری درختان میوه خشکباری لکه سیاه گردو

این بیماری درختان میوه خشکباری لکه سیاه گردو یا آنتراکتوز در اغلب مناطق گردو خیز کشورمان بویژه در مناطقی که از بارندگی و رطوبت بیشتری برخوردارست، شیوع دارد. بیماری درختان میوه خشکباری در تمامی مناطق گردو خیز استان تهران به استثنای دماوند، در استانهای همانند قزوین آذربایجان شرقی و غربی ، اردبیل ، گلستان، مازندران، گیلان، کرمانشاه، کردستان، خراسان و بعضی ازنواحی استان سمنان شیوع دارد. آنتراکنوز گردو به برگ، دمبرگ، سرشاخهه میوه جوان حمله مینماید. علائم بیماری روی برگها ابتدا بصورت لکه هی کوچک گرد به قطر ۵۰۲ میلیمتر با حاشیه دندانه دار به رنگ قهوه ای مایل به قرمز با مرکز قهوه ای مایل به خاکستری تشکیل میدهد.

انی لکه بتدریج بزرگ شه وبصورت نواحی بافت مرده، بدون شکل هندسی مستقر بین رگبرگها، بیشتر در حاشیه ونوک برگها درمیایند. نشانه و علائم بیماری روی پوست سبز میوه جوان بصورت لکه گرد نامنظم و کمی فرو رفته ظاهر می شوند. قارچ عامل بیماری درختان میوه خشکباری زمستان را اغلب بصورت پریتسیوم در داخل برگهای بیمار و پیر روی میوه و یا در داخل زخمهای که روی شاخه سال قبل می گذارند. در فصل بهار همزمان با ریزش باران بهار، آسکوسپورهای قارچ از پریتسیوم کوچی که روی برگها و میوه افتاده، دراواخر پاییز یا بهار تشکیلی بیرون میریزند.

از مهمترین اقدامات جهت مقابله با این بیماری میتوان با انهدام برگهای و میوه بیمار کف باغ اشاره نمود. در صورت شدت بیماری درختان میوه خشکباری میتوان با قارچ کشهای آرروماتیک، نیتریل، دی تیو کاربات، ترکیبات مسی درختان آلوده را سمپاشی کرد.

پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه در ریشه گردو

این بیمار در اغلب کشورهای میوه خیز جهان شیوع دارد. در کشورمان نیز برای اولین بار پوسیدگی طوقه و ریشه گردو در استان فارس، پس از آن استان کرمان گزارش شد. درختان گردو در سنین مختلف به بیماری درختان میوه خشکباری مبتلا میشوند. علائم اصلی بیماری درختان میوه خشکباری در ریشه، طوقه وبن تنه وعلائم ثانویه روی اندامهای هوایی ظاهر میشود. از نشانه بیماری میتوان به ضعف عمومی و کم برگی درختان و زردی حفیف برگها اشاره نمود. قارچ روی اندامهای هوایی ظاهر میشود.

از نشانه بیماری درختان میوه خشکباری میتوان به ضعف عمومی و کم برگی درختان و زردی حفیف برگها اشاره نمود. قارچ phytophthora cactorom عامل پوسیدگی طوقه و ریشه گردو میباشد. مایه گونه فیتوفتورا از طریق خاک، آب، مواد گیاهی بیمار به باغهای گردو منتقل میشود. قارچ عامل بیماری قادر است به حالت پوده رست در خاک باغ و اندامهای عفونی به حیات خود ادامه دهد.

از مهمترین اقدامات در کنترل بیماری درختان میوه خشکباری پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه وریشه گردو کاهش مدت زمان اشباع خاک باغ بخصوص در قسمت نزدیک به سیستم ریشه استفاده از پایه مقاوم به بیماری درختان میوه خشکباری کاشت درختان روی خاک پشته کم ارتفاع بگونه ای که هنگام آبیاری، آب اطراف تنه طوقه درختها را فرا نگیرد. استفاده از قارچکشهای سیستمیک نظیر فورتیل آلومینیوم، در کنترل بیماری موثرست.

پوسیدگی طوقع یا گموز درختان پسته

در ایران دو گونه از فیتوفتورا در درختان پسته بنامهای p.parasitica var.macro – p.citrophthora leonian –spora باعث بیماری گموز میشود. گونه مختلف فیتوفتورا ممکن است که ریشه، طوقه و ساقه را بیمار نمایند. علائم و نشانه اولیه بیماری درختان میوه خشکباری شامل پوسیدگی ریشه، طوقه و حتی تنه درختان آلوده میباشد. درختان پسته بیمار به فیتوفتورا در فصل پاییز ممکن است برشد خود چندین سال ادامه داده و یا به طور ناگهانی در بهار یا اوایل تابستان سال بعد با شروع گرما خشک گردند. در مراحل اولیه پوسیدگی طوقه، پوست ناحیه بیمار تیره و اگر پوست محل آلودگی حذف شود. پوسیدگی تا محل نسج کامبیوم مشاهده میگردد.

آبیاری بیش از حد موجب تسری آلودگی و پوست ناحیه بیمار برنگ قهوه ای تیره و یا سیاه میشود. در درختان بیمار به فیتوفتورا اغلب تقلیل رشد سریع بوده و درختان ممکن است در اواخر بهار با پوسیدگی تمام طوقه خشک کردند. قارچ عمل گموز درخت پسته اصولاً انگلی است که در خاک فعالیت دارد و رطوبت از مهمترین عامل رشد و نمو آن محسوب میشوند. جوانه زنی قارچ در خاک در دمای ۲۴-۲۲ درجه سانتیگراد به نحو مطلوبی انجام میگیرد.

نکات الزامی جهت مقابله با بیماری گموز پسته 

  • استفاده از پایه مقاوم به بیماری درختان میوه خشکباری.
  • در زمان کاشت باید دقت شود تا صرفاً ریشه درخت پسته زیر خاک قرار گیرد. از قسمت طوقه به بالا در معرض هوا قرار گیرد.
  • آبیاری مناسب و متعادل و همچنین زهکشی خاکهای مرطوب.
  • عدم استفاده از آبیاری غرقابی.
  • تراشیدگی نسوج بیمار طوقه و پانسمان محل آلودگی با چسب باغبانی.
  • جلوگیری از زخم طوقه و ریشه درخت.
سفیدک پودری پسته

سفیدک پودری در باغهای پسته دماوند، قزوین، کرمان، رفسنجان و زرند گزراش میشود. علایم بیماری درختان میوه خشکباری معمولاً اوایل تابستان روی برگهای درختان آلوده ظاهر میشود. اولین نشانه بیماری درختان میوه خشکباری بصورت لکه سفید متمایل به خاکستری در سطح زیرین برگها بروز میکند. بعد از بهم پیوستن لکه، قابل رویت میباشد. سطح فوقانی برگهای آلوده، در محل لکه زیر برگ، سبز کمرنگ متمایل به زرد میشود. چرخه زندگی p.pistaciae دارای دو مرحله غیر جنسی و جنسی است.

در اواخر بهار و تابستان، میسلیوم قارچ در سطح زیرین برگ رشد میکند. برخی از میسلیومها در پارانشیم میانی برگ پیشروی دارند و بعضی از آنها سطحی بوده و دائماً در سطح تحتانی برگ ایجاد لکه نموده که تا مراحل آخر تمام سطح زیرین برگ را احاطه میکند. میسلیومی که بخشی از آن درون بافت میزبان نفوذ کرده کنیدیوفورهایی از نوع اوولاریوپسیس تولید میکند.ضمن خروج از روزنه برگ یک کنیدی درشت ختم میشود. عواملی نظیر دفع علفهای هرز، حذف انهدام برگهای مبتلا به بیماری و استفاده از کودهای نیتروژنی به اندازه مناسب در کاهش بیماری درختان میوه خشکباری نقش موثری دارد.

آفلاتولیسین پسته

آفلاتوکسین اولین بار در سال ۱۹۶۰ در انگلستان در جریان شیوع یک بیماری درختان میوه خشکباری درختان میوه خشکباری باعث مرگ ومیر تعداد زیادی جوجه بوقلمون شد. در انبار پسته رفسنجان نشان میدهد که حداقل رطوبت نسبی جهت رشد عامل بیماری سم آفلاتوکسین کافی است تا در مدت کوتاهی قارچ عامل تولید شود. از نظر مشخصات میکروسکوپی جنس آسپرژیلوس کنیدیوفور غیر منشعب در انتهای کمی متورم است که به تعدادی سلولهای اسپورزا ختم میشود. همچنین جهت مقابله با بیماری آفلاتو کسین میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

  • بلافاصله بعد از باروری پسته برداشت محصول صورت گیرد.
  • بعد از برداشت محصول باید در مدت زمان کوتاهی پوست آنها را جدا نمود.
  • از انبارداری پسته خشک نشده، خودداری شود.

گروه باغبانی و جابجایی درخت بیژن صمغ آبادی

بیماری مرکبات همیشه سبز

بیماری انگومک و گموز مرکبات

انگومک مرکبات یا پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه و ریشه مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری مرکبات همیشه سبز در مناطق مرکبات کاری ایران در استانهای مازندران، فارس، کرمان، هرمزگان، کهکلیویه و بویر احمد وخوزستان گزارش شدست. علائم بیماری انگومک اغلب ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع ۰.۵ متری تنه از سطح خاک میباشد. چنانچه پایه درختان مرکبات در برابر بیماری مرکبات همیشه سبز مقاوم باشند. علائم بیماری روی قسمت پیوندی درخت از پایه به بالا بروز میکند.

لایه زاینده و بافتهای پوست داخلی قسمتهای عفونی زخمی و برنگ متمایل به قهوه ای میشود. با پیشرفت عفونت، در این قسمت شکافهای کوچکی ایجاد و انگوم زیادی از شکافها خارج میشود. سرانجام منجر به انهدام پوست میشود.

در نواحی مرطوب و پرباران، صمغ در اثر بارندگی شسته و سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود میآید. زخمهای ایجادی بواسطه بیماری مرکبات همیشه سبز در قسمت تنه مرکبات به سمت طوقه و ریشه توسعه میابد. همچنین سبب پوسیدگی در آن قسمتها میشود. درختان که دچار پوسیدگی ناشی از بیماری مرکبات همیشه سبز شدند.

سرخشکیدگی سرشاخه در آنها، اتقاق میافتد. چنانچه گسترش لکه متوقف شود. منطقه آلوده تنه با بافت احاطه و بتدریج التیام میبابد. به سرعت دور بن تنه نهالها در خزانه و درختان جوان را فرا میگیرد. در ضمن باعث انهدام آنها شود.

روش مقابله با بیماری درختان میوه همیشه سبز

  1. جهت مقابله با بیماری مرکبات همیشه سبز از پایه مقاوم به بیماری انگومک مرکبات بهره برد.
  2. همچنین محل پیوند نهالها را حداقل ۳۵-۲۰ سانتیمتر بالاتر از خاک در نظر گرفت.
  3. قارچکشهای سیستمیک متالاکسیل و آلیت روی این بیماری موثر و باعث کنترل بیماری میشود.

شانکر باکتریهای مرکبات

مبدا اصلی بیماری مرکبات همیشه سبز کشورهای آسیایی جنوبی شرقی است. با توجه به رعایت اصول بهداشت در مزارع و رعایت مقررات قرنطینه ای شیوع بیماری مرکبات همیشه سبز در جهان رو به افزایش است. در ایران بیماری شانکر باکتریایی مرکبات در سال ۱۳۶۸ درمنطقه کهنوج کرمان روی لیمو آی گزارش گردید.

باکتری عامل بیماری اندامهای جوان نظیر برگها، شاخه و میوه را مورد حمله قرار میدهد. علائم ابتدا بصورت نقاط سوزنی شکل نکروزه و برجسته در سطح بافت ظاهر و بتدریج بزرگ میشود. فرم آسیایی شانکر مرکبات دامنه انتشار وسیعی دارد. همچنین خسارات شدیدی را به مرکبات وارد میکند.

بیماری مذکور به برگها میوه و سرشاخه حمله و لکه زخم مانند برجسته ای روی آنها بوجود میاورد. لکه شانکر باکتریایی کوچک هستند. اندازه این لکه برقم درخت و سن اندام آلوده بستگی دارد. از ویژگی لکه شانکر باکتریای این است که حاشیه زرد رنگی پیرامون آنها بوجود دارد. این هاله بتدریج که سن اندامها افزایش میابد و محو میشود.

عامل بیماری تیپ آسیایی

عامل بیماری تیپ آسیایی شانکر باکتریایی مرکبات Xonthonomas azonopohis pv.citri است. این باکتری در بافتهای عفونی لکه های برگ و میوه و شاخه و بعضی از علفهای هرز زمستان گذارنی میکنند.

بهترین درجه حرارت جهت رشد باکتری عامل بیماری درحدود ۳۲-۲۸ درجه سانتگراد میباشد. عامل بیماری در حاشیه زخم ها ایجاد و روی برگ، میوه و سرشاخه تا زمان ریزش آنها زنده میماند. در حالیکه در خاک صرفاً چند روز میتواند زنده بماند. انتشار عامل بیماری از طریق باران ، باد، حشرات، ابزار آلوده باغبانی و انسان صورت میگیرد.

درختان جوان در مقایسه با درختان مسن به این بیماری از حساسیت بیشتری برخوردار هستند. رعایت اصول بهداشتی در باغ، استفاده از ارقام مقاوم به بیماری، ایجاد بادشکن در مناطق بادخیز و همچنین بریدن شاخه مبتلا به بیماری از مهمترین روشهای مقابله با بیماری مرکبات همیشه سبز محسوب میشود.

درختان مبتلا به بیماری ۶-۴ مرتبه با مخلوط بوردو یا دیگر قارچ کشهای مسی سمپاشی میشوند. سمپاشی مرحله اول در زمان تورم جوانه یعنی قبل از باز شدن گلها و سمپاشی میشوند. سمپاشی مرحله اول در زمان تورم جوانه  یعنی قبل از باز شدن گلها و سمپاشی دوم بعد از ریزش گلبرگها و سمپاشی بعدی به فاصله هر ۱۵ روز یکبار اتفاق می افتد.

آنتراکنوز لیمو آب (لیمو عمانی)

آنتراکنوز به گروهی از بیماری ها اطلاق میشود که در برگ، میوه و سرشاخه باعث ایجاد لکه زخم مانند و بافت مرده میشود. بیماری مرکبات همیشه سبز در اغلب کشورهای جهان شیوع دارد. در مناطق پروباران خسارت آن بالا گزارش شدست. بیماری آنتراکنوز لیمو آب به گلها، برگهای جوان، سرشاخه و میوه حمله میکند. همچنین در صورت شدت آلودگی، قسمت سر شاخه خشک خواهد شد. چنانچه عامل بیماری به میوه جوان حمله کند. باعث ریزش میوه، در حالیکه اگر دیرتر به میوه حمله نماید. لکه زخم مانند چوب پنبه ای روی میوه ظاهر میشود.

متاسفانه چرخه آنتراکنوز لیمو آب دقیقاً مورد مطالعه قرار نمیگیرد. اما تصور میرود قارچ با کنیدی موجود در آسروولهای تشکیل و در برگها و سرشاخه زمستان گذرانی کند. برگها و میوه جوان با قطر کمتر از ۲ سانتیمتر بیشتر مورد حمله بیماری مرکبات همیشه سبز قرار میگیرند. قارچ collectorichum gleosporides عامل بیماری آنتراکنوز مرکبات است.

از مهمترین راه مقابله با این بیماری به شخم زنی باغ در پاییز، کود دهی باغ به میزان نیاز، آبیاری به موقع، هرس شاخه خشکیده و انهدام آنها اشاره کرد. همچنین سمپاشی با محلول قارچ کش فربام، کاپتافول و کلروتالونیل در فصل پاییز یا اواخر زمستان پس از هرس در کنترل بیماری موثر باشد.

نماند ریشه مرکبات

نماند ریشه مرکبات بتدریج باعث زوال درختان میشود. برگهای درختان مبتلا به نماتد زرد، میوه آنها کوچک و شاخ و برگ آنها کاهش یافته و بصورت کم پشت در می آید. خسارت نماتد در مرکبات بدین گونه ماده و لاروهای نر و ماده به طور پارازیت خارجی روی یاخته پوسته ای تغذیه مینمایند.

ماده جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرو رفته و سر آنها داخل حفره که در یک یاخته گیاهی ساخته به اطراف حرکت میکند. در گیاهان مقاوم پس از نفوذ لاروها، به یاخته پوسته ای وزیر پوسته یاخته پارانشیم پوست خراب و نکروزه و یک لایه پریدرم زخمی در پارانشیم تشکیل و نفوذ نماتد را متوقف میکند.

نماتد ماده بالغ، غیر مهاجم و گلابی شکل هستند و معمولاً بصورت گروه کم جمعیت در سطح ریشه رسته مرکبات در زیر پوشش بقایای توده تخم مستقر در ماده ژلاتینی یافت میشوند. نماتد مرکبات قادرند مدت چند سال به شکل تخم یا لارو سن ۲ در خاک زنده باقی بمانند. در ضمن نماتد ماده قادرست حدود ۱۰۰-۷۵ تخم بگذارد. در شرایط آزمایشگاهی تخمها بعد از گذشت ۲۴ -۱۲ روز از تخم خارج خواهند شد.

جهت مقابله با نماتد ریشه مرکبات باید محلی را برای احداث باغ در نظر گرفت که عاری از هر گونه آلودگی باشد. استفاده از نهالهای سالم، بدون آلودگی در ارقام مقاوم به نماتد از شیوه مقابله با این آفت تلقی می گردد. استفاده از نماتد کش آلدیکاری، فناومیفوس، اکسامید در کاهش جمعیت نماتد نقش موثری دارد.

بیماری پوسیدگی گل آذین خرما

بیماری پوسیدگی گل آذین خرما جزو مهمترین بیماریهای نخلستانهای کشورهای اطراف خیلج فارس از جمله ایران محسوب می گردد. اولین علائم آلودگی در هنگام ظهور اسپات یعنی اواخر زمستان یا اوایل بهار بصورت لکه قهوه ای کمرنگ میبینیم. بیماری ابتدا از قسمت انتهایی غلاف شروع و سپس به قسمت دیگر غلاف گسترش مییابد. قسمت آلوده داخلی اسپات برنگ زرد همراه با لکه قهوه رنگ بروی آن میباشد. این علائم حتی در زمانیکه اسپات جوان در لابه لای دمبرگ، مخفی است، قابل مشاهدست.

در مراحل پیشرفته بیماری گلها کاملا گندیده و سیاه و روی غلاف اسپات، لکه سیاه بزرگ با حاشیه صورتی ظاهر می گردد. چنانچه شدت بیماری در مراحل اولیه بسیار زیاد باشد، اسپات بسته و کاملاً خشک میگردد. اسپاتهای آلوده باقیمانده از فصل قبل قسمت قاعده برگ و الیاف آلوده و همچنین نیزه گرده افشانی آلوده از منابع مهم در انتشار بیماری محسوب میشوند.

کنیدی قارچ عامل بیماری از نوع آرتروسپور و از نظر شکل و اندازه متغیر میباشند. رعایت اصول به زراعی و بهداشتی در نخلستان از جمله حذف اسپاتهای آلوده سال قبل، هرس برگهای پیر، ضدعفونی نیزه گرده افشان، رعایت فاصله کاشت بین نحلها، کنترل علفهای هرز و شخم کف نخلستان در کنترل و کاهش بیماری نقش موثری دارد.

لکه برگی گرافیولای درخت خرما

بیماری کله برگی گرافیولای خرما تقریباً در سراسر نقاط خرماخیز جهان شیوع دارد. بیماری مرکبات همیشه سبز در در کشورمان از بندرعباس، میناب و بلوچستان گزارش شدست. زگیل سیاه درخت خرما یا لکه گرافیولایی خرما در شرایط اقلیمی مرطوب خسارت زیادی بهمراه دارد بیماری مرکبات همیشه سبز در پنجاب پاکستان، مصر و مناطق ساحلی مرطوب شمال افریقا شدیدترست.

ظهور زگیلهای سیاه کوچک استوانه شکل در سطح برگ از مهمترین علائم بارز بیماری مرکبات همیشه سبز میباشد. جوشهای بیماری در ابتدا زیر ایبدرمی و بتدریج براثر تکامل اندامهای زادآوری بیمارگر، در دو سطح برگ برجستگی برنگ سیاه ظاهر میگردد.

در مراحل انتهایی، اپیدرم برگ در محل جوشها پاره و اسپورهای آغازین قارچ در محل جوشها نمایان میشوند. برگهایی که شدت آلودگی در آنها بالا است. زودتر از موعد زرد و خزان میکنند. از مهمترین روشهای مبارزه با بیماری مرکبات همیشه سبز به هرس برگهای آلوده و سوزاندن آنها اشاره نمود. سمپاشی با مخلوط بوردو یا کوپر اوایت طی ۴-۳ مرحله و با فاصله ۱۵ روز یکبار جهت کنترل بیماری توصیه میگردد.

خشکیدگی خوشه خرما

این عارضه برای اولین بار در سال ۱۳۶۸ از منطقه قلعه گنج شهرستان کنهوج روی درخت خرمای مضافتی گزراش شد. میزان خسارت این بیماری در سالهای اخیر بویژه در منطقه جیرفت، بم، کهنوج، کنکاب در استان هرمزگان و… چشمگیر میباشد. عارضه در مرحله تبدیل خارک به رطب ظاهر میگردد.

پژمردگی ناگهانی میوه طی ۳-۲ روز و در ادامه خشکیدن خوشه  طی ۲-۱ هفته از مهمترین علائم عارضه بیماری مرکبات همیشه سبز محسوب میگردد. در برخی از ارقام مضافتی نوارهای قهوه رنگی در سطح بالا و یا زیر محور اصلی خوش میبینیم. فاکتور دمای بالا ورطوبت نسبی پایین نقش مهم در بروز و تشدید این عارضه ایفا میکنند.

از علائم دیگر بیماری مرکبات همیشه سبز خشکیدگی خوشه خرما به سوختگی و سیاه شدن خوشکهای خوشه اشاره نمود. اقدامات تلفیقی شامل آبیاری نخلستانهاس آلوده با دور ۷-۴ روز یکبار برحسب شرایط منطقه و بافت خاک به ویژه در طول دوره بحرانی ایجاد عارضه، پوشش خوشه با سبد حصیری در ابتدای مرحله خارک حذف یک سوم نوک خوشه در مرحله گرده افشانی، تنظیم نسبت برگ به خوشه (۱۰-۸ برگ بر ۱ خوشه) میانه کاری با محصولاتی نظیر یونجه، شبدر سور گوم، محلول پاشی با کود سولفات پتاسیم خالص به نسبت پنج در هزار و احداث بادشکن در حاشیه باغهای جدید الاحداث در میزان کاهش خسارت عارضه و همچنین پایین آوری خسارت به زیر آستانه اقتصادی بسیار موثرست.

آفت زنجرک خرما

زنجرک خرما از آفات مهم خرما در ایران است. زنجرک ماده بالدار و پوره آن بوسیله خرطوم خود شیره برگها ومواد سبزینه گیاه را مکیده و فضولات شیرین و چسپناکی بنام عسلک برجای میگذارند. بر اثر حمله این آفت تمام اعضای فوقانی درخت چسبناک میگردند به همین دلیل در جنوب کشور به آن عسلک خرما می گویند.

از مهمترین نکات در کنترل زنجرک خرما رعایت فواصل کاشت حداقل ۸ در ۸ متر، آبیاری در حد مناسب باشد. حفظ بهداشت نخلستان در اولویت است. حفظ و حمایت از انواع دشمنان طبیعی موجود در نخلستانها نظیر کفشدوزکهای شیر شته و عنکبوتها. مبارزه شیمیایی در زمان مناسب که در آن زمان بطور متوسط ۱۰-۲ پوره روی یک برگچه وجود دارد.

سمپاشی نوبت اول ۱۰-۷ روز پس از گرده افشانی درخت خرما و سمپاشی مرحله دوم بعد از برداشت محصول خرما با سمومی مانند دیازینونبه نسبت ۲-۵/۱ در هزار و رلدان به غلظت ۲ درهزار توصیه میگردد. نصب کارتهای چسبی زرد رنگ در تاج درخت بهمنظور جلب توجه و انهدام پوره و حشرات.

کرم میوه خوار خرما

حشرات بالغ پروانه شکل برنگ خاکستری مایل به سفید با پولک نقره رنگ است. در سطح بدن نقطه کوچک قهوه رنگ دارد. شاخکها نخ مانند و عرض بدن بالهای باز ۱۳-۱۱ و طول آن ۸-۶ میلیمتر میباشد. لارو آفت برنگ سفید مایل به زرد، کمی صاف و براق بطول ۱۲-۱۱ میلیمتر است. شفیره بیضی شکل و دو سر آن کشیده، برنگ زرد و به طول ۱۵ میلیمترست.

خسارت توسط لارو با تغذیه از میوه جوان و نارس شروع و با قطع ارتباط هسته با بخش گوشتی، میوه چروکیده و قهوه رنگ متمایل به قرمز در آمده و بر روی زمین میریزد بیشترین میزان خسارت در زمانی که میوه در مراحل رشدی کمیری و خارک باشند.

مهمترین نکات قابل اجرا در کنترل آفات کرم میوه خوار

پوشانیدن خوشه ها بعد از گرده افشانی با کاغذهای مخصوص ، پارچهو یا الیاف خرما و گشایش آن پس از ۴۵-۳۰ روز باعث ممانعت از تخم ریزی حشره بالغ روی خوشه و میوه خرما می شود. جمع اوری و انهدام میوه آلوده و هرس دمبرگ و حذف الیاف اطراف تنه بمیزان قابل توجهی در کاهش آلودگی موثر واقع میگردد.

بهترین زمان سمپاشی علیه کرم میوه خوار خرما نوبت اول ۱۰-۷ روز بعد از گرده افشانی و نوبت دوم ۵-۴ هفته پس از اولین سمپاشی صورت میگیرد. سموم نظیر دیازینون به نسبت دو درهزار و اکتیلیک به نسبت دو درهزار در کنترل بیماری مرکبات همیشه سبز موثر میباشد.

سرخرطومی حنایی خرما

این آفت جزو حشرات بسیار خطرناک نخل خرما و قرنطینه ای برای کشور محسوب میگردد.  محدوده انتشار آن در حال حاضر منطقه سراوان در سیستان وبلوچستان است. رنگ حشره قرمز متمایل به قهوه ای تیره با طول تقریبی بدن به میزان ۳۵-۲۵ میلی متر میباشد. خسارت اصلی آفت مربوط به مرحله لاروی است. لاروها با تغذیه خود کوتلهای بطرف داخل تنه در جهات مختلف ایجاد نموده و از بافت نرم و آبدار مغز درختان خرمام تغذیه میکنند.

تغذیه لارو از بافتهای زنده داخلی تنه و دمبرگها باعث تو خالی شدن تنه و مرگ درخت میگردد. از مهمترین علائم تشخیص وجود آفت در درختان به موارد زیر اشاره نمود. ترشح صمغ چسبنده قهوه ای متمایل به قرمز از تونل لاروی، تولید خاک اره در کانالها تغذیه و مدخل کانالها ، وجود شکافهای خروجی حشرات کامل و مرگ درخت و جوانه مرکزی از جمله علائم مهم تشخیص محسوب میشوند.

از مهمترین روشهای مبارزه با بیماری درختان میوه همیشه سبز
  • ردیابی آفت و جلوگیری از ورد پاجوش از مناطق آلوده به مناطق غیر آلوده.
  • هرس برگ، تنه و پاجوش در فصل زمستان.
  • آبیاری و تغذیه مناسب درختان.
  • رعایت اصول زراعی.
  • ضدعفونی نهالها بوسیله قرص فسفید آلومینیوم.
  • جلب توجه حشرات و انهدام حشرات کامل با طمعه غذایی.
  • استفاده از فرمول تجمعی که بوسیله حشرات نر تولید می شود.
  • ضدعفونی و پانسمان محل زخم درختان.
  • رعایت اصول بهداشت در نخلستان.
  • جمع آوری و حذف کلیه بقایای گیاهی موجود در نخلستان.

مشاهده ویدیو کامل در اینستاگرام باغبانی هورس.

 

درخت مو بیماری و آفات

سفیدک دروغین از بیماری درخت انگور

این بیماری درخت مو (انگور) در ایران ابتدا توسط اسفندیاری در سال ۱۳۲۵ گزارش شدست. در حالیکه زادگاه آن امریکای شمالی و بتدریج به سراسر موستانهای جهان انتقال میابد. سفیدک کرکی یا سفیدک داخلی در مناطقی که هوا در فصل رشد مرطوب و بارانی بیشتر شایع است. قارچ مولد بیماری قادر به تمامی قسمتهای سبز، بویژه برگها حمله نماید. لکه بیماری در سطح بالایی برگ ابتدا برنگ زرد کمرنگ با ظاهری روغنی و در مراحل پیشرفته به رنگ زرد تا قهوه ای متمایل به قرمز زاویه دار و محدود برگهای ظاهر میشود.

اسپورزایی قارچ بصورت توده ای ظریف، متراکم و سفید با رشد پنبه ای در سطح تحتانی برگها مشهود است. آلودگی برگها مهمترین منبع برای عفونت حبه ها و نیز عامل زمستان گذارنی قارچ محسوب میشود. سفیدک یکی از بیماریهای رایج در تاکستانهای کشور محسوب میشود. عامل بیماری تمام اندامهای سبز مو را آلوده میکند. علائم بیماری بر روی برگها بصورت لکه گرد با حاشیه نامشخص و برنگ زرد متمایل به قهوهای ظاهر میشود این لکه ها بنام لکه روغنی نیز شناخته میشوند.

در سطح زیرین نقاط کوچک زرد رنگ بعداً اسپور انژیو فورهای قارچ بصورت پوشش کرکی، نرم و خاکستری رنگ تشکیل میشود. قسمتهای آلوده بتدریج مرده وبرنگ قهوه ای در میآید. لکه مرده نامنظم و بهم پیوسته و قسمهای وسیع مرده ای روی برگ بوجود آمده و برگها قبل از موعد خزان میکنند.

عامل سفیدک داخلی درخت مو

عامل سفیدک داخلی مو بصورت اوسپور در داخل برگهای مرده و گاهی در میوه و شاخه مرده زمستان گذارنی میکند. با قرار گیری اسپورانژیوم در سطح بگرهای خیس یا خوشه و ساقه جوانه زده و تولید زئوسپور میکند. زئوسپور در درجه حرارت ۷ درجه سانتیگراد در حدود ۲۸ ساعت و در ۳۰ درجه سانتیگراد صرفاً یک ساعت دوام خواهند داشت. بهترین دما جهت جوانه زنی زئوسپورها بین ۲۳-۱۰ درجه سانتیگراد میباشد. فاصله زمانی بین شروع آلودگی و تشکیل اسپورانژیوم جدید ۱۸-۵ روز بطول می انجامد.

جمع آوری و مدفون سازی برگها در انتهای فصل در کاهش بیماری سفیدک نقش موثری دارد. برش شاخه نزدیک بزمین جهت بهبود تهویه و خشک نگه داری شاخ و برگ از جمله موارد کنترل عامل بیماری محسوب میشود. موثرترین قارچ کش جهت کنترل سفیدک دروغین شامل محلول بورد و فربام و کاپتان که زمان سمپاشی قبل از گل دهی شروع و هر ۱۰-۷ روز تکرار میشود و زمان دفعات سم پاشی بسته به شرایط محیطی و تعداد مدت بارندگی در طول فصل زراعی متغیرست.

مشاهده موارد بیشتر در آپارت بیژن صمغ آبادی

بیماری سرطان کالی ریشه و ساقه مو 

این بیماری در سال ۱۸۵ میلادی در اروپا روی درخت مو گزارش شدست. بیماری سرطانی ریشه و ساقه در ایران اولین بار در سال ۱۳۳۷ از روی مو جمع آوری گردیده است. مناطق انتشار بیماری بیشتر در شهرهای قزوین، تاکستان، قم، آذربایجان، خراسان، اراک، بروجرد، ابهر، کرمانشاه، نائین، یاسوج، نجف آباد، شهرکرد و بروجن شایع است. باکتری عامل این بیماری در خاک زندگی میکند. براحتی از طریق زخم وارد یاخته گیاه و باعث تورم و تشکیل غده یا تومورهای سرطانی کوچک و سفید رنگ در گیاه میشود. این غده در آغاز نرم و رنگ پریده و بتدریج سخت و قهوه ای رنگ میشوند.

پس از مدتی بافتهای گیاهی فاسد میشوند. بیماری ابتدا بصورت برجستگیهای روی شاخه و ریشه بخصوص نزدیک به سطح خاک ظاهر میشود. تومورها بیشتر روی ریشه و ساقه نزدیک به سطح خاک تشکیل و گاهاً روی شاخه مو و سایر درختان نیز در ارتفاع ۱۵۰ سانتیمتری و حتی روی دمبرگها و رگبرگها ظاهر میشوند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه دوساله، چند ساله و ریشه ظاهر میشود. خوشه انگور روی ساقه مبتلا تنک و کم آب و گاهی میوه روی ساقه مبتلا به بیماری خشک میشود. در بعضی از کشورها بیماری سرطان طوقه و در بعضی از گیاهان میزبان با استفاده از مبارزه بیولوژیک و مصرف مواد شیمیایی ریشه کن کننده و بخوبی کنترل شدست.

مبارزه بیولوژیک و مصرف مواد شیمیایی

مبارزه بیولوژیک به کمک سویه K84 باکتری A.radiobacter انجامن میشود. روش کار بدین شرح است که گیاهان میزبان را با باکتری آلوده  و آنها را دربرابر ورود باکتری بیماریزا از راه زخم مقاوم میسازند. سویه k84 باکتری مذکور در گیاه تولید نوعی آنتی بیوتیک مینماید که مانع از ورود بعضی از سویه باکتری بیماریزا در گیاه می گردد. 

از مصرف ماده گیاهی ریشه کن کننده، جهت از بین بری گالهای تشکیل نتایج متفاوتی حاصل شدست. ریشه کن کننده نظیر سفید در انهدام انساج گال موثرند. چون توسعه و پیشرفت سرطان طوقه، رابطه نزدیکی با بروز صدمات سرمازدگی داردآ لذا هر اقدامی که باعث کاهش خسارت سرمازدگی شود. در کنترل بیماری موثر واقع میگردد. 

در نواحی شمال شرقی ایالات متحده امریکا از تاکهای چند تنه استفاده میشود. تا در صورت آلودگی یا سرمازدگی آنها بتوان از بقیه استفاده نمود. استفاده از ارقام عاری از بیماری از راه موثر در کنترل بیماری تاکستانهای جدید محسوب میشود. 

پوسیدگی خاکستری مو 

پوسیدگی خاکستری مو در اکثر موستانهای جهان شیوع داشت. در سالهای گذشته بعنوان بیماری درجه دوم شناخته میشود. اما بعد ازشیوع اپیدمی فیلوکسرا، احیاء موستانها با استفاده از نهالهای پیوندی در اروپا اهمیت زیادی پیدا کرد. قارچ مولد بیماری بصورت فرم جنسی (Sclerotinia Fuckeliana) و فرم غیر جنسی ( Botryeis cinerea Pers) وجود دارد. صرفاً شکل غیر جنسی آن در مو کاریها به چشم میخورد. در سالهایی که تابستان بارانی و مرطوب و از آفتاب کمتری برخوردار است. قارچ عامل بیماری در خزانه ها برگها را آلوده و لکه پهن برنگ قهوه ای مایل به قرمز تولید میکند.

همچنین در روی شاخه جوان مو، لکه طویل با حاشیه سیاه قهوه ای بوجود و این شاخه ها پژمرده میشوند. البته خسارت مهم این بیماری در زمان رسیدن جبه انگول اتفاق می افتد که عامل بیماری از طریق زخمهای حاصله توسط کرم خوشه خوار انگور و سوختگی ناشی از اثر شیمیایی نامطلوب و یا ترکیدن پوست میوه ها در اثر ازدیاد مقدار آب میوه، انگور میشود. این قارچ حبه کاملاً رسیده را بسرعت آلوده و آنها را از بین میبرد. در این حالت انگورهای سفید آلوده ، برنگ قهوه ای و انگورهای سیاه برنگ متمایل به قرمز در می آیند.

این نوع انگورها در زمان نگهداری در سردخانه اغلب نوعی پوسیدگی مرطوب روی ناحیه محرو خوشه بوجود می آید که از توده متراکم میسلیوم و گاهاَ همراه با اسپور پوشیده شدست. روی حبه آلوده لکه مدور قهوه ای رنگ بوجود آمد. بتدریج تمام سطوح حبه را احاطه میکند. در نتیجه بتدریج سطح حبه انگور به حالت لیز در می آید. عامل بیماری در مواقعی که هوا بارانی است از طریق دم میوه و محور خوشه وارد خوشه و باعث خشکیدگی آنها می شود. 

راه مبارزه با این آفت مو

در نواحی مرطوب جهت مبارزه با پوسیدگی خاکستری مو در موهای حساس دو یا سه مرحله سمپاشی روی خوشه انگور (درخت مو) از اوایل تیر تا اواسط مرداد ماه صورت می گیرد. این مبارزه در بین فواصل سمپاشی بر علیه میلیدیو انجام میگیرد. اولین سمپاشی بر علیه بوتویتیس زمانی انجام میگیرد که حبه انگور یا درخت مو تشکیل باشند. این عمل بمنظور ضد عفونی ضایعات حاصله در مرحله گلدهی و تشکیل حبه ها میباشد. 

سمپاشی مرحله دوم زمانی انجام میگیرد که حبه ها به اندازه نخود فرنگی رسیده باشد. سمپاشی مرحله سوم زمانی که میوه در حال رسیدن هستند. قارچ کشهایی که برعلیه میلیدیو استفاده میشود. براسای دی کلوفلوانید یا فولیپ بعلاوه مس میباشد. در سالهای که تابستان بارانی دارد. برای موهای حساس از قارچ کشهای اختصاصی که از مشتقات Dichoromilire 3،۵ میباشد استفاده میشود. 

آفات مهم مو 

زنجره موه – این آفات از مهمترین آفات موستانهای کشورمان محسوب میگردد. خسارت عمده این آفت بوسیله پوره حشره بر روی ریشه درخت مو بوجود میآید. براثر حمله رنجره مو، برگها زرد و رشد شاخه جوان کاهش مییابد همچنین حبه ها کوچک مانده و بوته ها بتدریج ضعیف وخشک خواهند شد. حشرات بالغ در نیمه مرداد ماه ظاهر و در زمانیکه دما به حدود ۲۵-۲۰ سانتیگراد برسد. شروع به فعالیت از شیره مو تغذیه مینماید. جهت مبارزه با آفت زنجزه درخت مو (انگور) باید شاخه آلوده را قطع نمود. از ارقام مقاوم استفاده نمود. 

آفت فیلوکسرا

این آفت بومی امریکا و از خطرناکترین حشراتی است که به درخت مو حمله میکند. در حال حاضر این آفت جزو آفات قرنطینه ای ایران است. زیست شناسی حشره بدین گونه است که حشره ماده بدون دخالت حشره نر تخمگذاری و تخم ها بارور شوند. حشره بالغ بیضی شکل و حدود یک میلی متر طول و ۲/۱ میلیمتر عرض دارد. رنگ آن در فصل تابستان زرد مایل به سبز ودر پاییز زرد مایل به قهوه ای است. این آفت اغلب روی ریشه ها زندگی و همان جا تخم ریزی و زمستان را به حالت خواب روی ریشه ها میگذارند.

درهنگام بهار و زمانیکه دمای محیط به ۱۰ درجه سانتیگراد یا بیشتر رسید. فعالیت حشره فیلوکسرا تا اوایل زمستان معمولاً ۵-۳ نسل و گاهاً بیشتر پدید می آورد. خسارت آفت مذکور از طریق مکیدن شیره گیاهی ریشه ها اتقاق می افتد. که در اینصورت گالهایی بر روی ریشه جوان مو بوجود می آید. این گالها پس از گذشت حدود یک ماه رشد ریشه متوقف میگردد. موستانهایی که در اراضی شنی احداث میشوند معمولاً مورد حمله این آفت قرار نمیگیرد.

در حالکه خاکهای سنگین رسی موقعیت مناسب برای رشد این حشره بر اثر سله بستن خاک ایجاد میکند. جهت پیشگیری از آلودگی و خسارت آفت باید در زمان کاشت قلمه ریشه دار ابتدا خاک ریشه ها را شسته و بوسیله سموم گازی مانند متیل بروماید آنرا ضد عفونی نمود. در صورت وجود فیلوکسرا در خاک بهترین روش مبارزه، استفاده از پایه مقاوم به آفت است. پیوند زنی ارقام مرغوب روی پایه درخت مو نیز برای مقابله با این آفت مهم توصیه میشود. 

آفت خوشه خوار انگور

شب پره خوشه خوار انگور در اکثر موستانهای کشور رشد میکند. این آفت در مرحله لاروی به میوه انگور حمله میکند. طول حشره در حدود ۱۲-۷ میلیمتر میرسد. بالهای جلویی آن به رنگ آبی قهوه ای با لکه خاکستری و بالهای عقبی برنگ قهوه ای متمایل به خاکستری است. حشره خوشه خوار انگور زمستان را بصورت شفیره در پیله های سفید رنگ در زیر پوست تنه مو میگذارند. شبپره جوان بتدریج در اوایل بهار از حفره های خارج و در اواخر خرداد قابل مشاهده خواهد بود.

این پروانه در شبهای گرم و آرام به پرواز درمیآید. درحین پرواز جفتگیری میکنند. بعد از گذشت ۳-۲ روز، حشره ماده بروی برگها، گلها و شاخه جوان شروع به تخمگذاری مینماید. تخمهای حشره به رنگ سفید مایل به خاکستری و بعد از ۲۱-۱۶ روز لاروها بطول ۱۰ میلیمتر میرسند. رنگ لاروها سبز مایل به خاکستری و در این مرحله به گلها و میوه درخت مو همان انگور حمله و در آنها تارهای ابریشمی  ایجاد میکند. در داخل آن دوره شفیرگی خود را می گذارند. پس از مدتی نسل دوم حشره ظاهر می شود.

در صورت گرمی منطقه تا ۴ نسل از این حشره تولید شود. در نسلهای سوم و چهارم فعالیت این کرم در شب بیشتر از روز و لاروهای حاصل از آخرین نسل سالیانه در پاییز به زیر پوست تنه و شاخه مو خزیده و زمستان را درون پیله خو بصورت شفیره میگذارند. جهت مبارزه با این آفت بوته آلوده ار حذف نمود. استفاده از سموم دیازینون، گوزاتیون، زولن، اکامت و سوپر اسید توصیه میکنیم.

بهترین زمان سم پاشی 

۲۰-۱۵ روز پس از ریزش گلها می باشد. خسارت این آفت در انگورهای دیم بسیار کمتر از انگورهای آبی است. در مناسطقه تحت پوشش پروژه که انگور آبی کشت میشود. در هر فصل زراعی ۵ مرتبه سمپاشی بر علیه این افت انجام می گیرد دو بار از سمپاشی ها معمولاً ۲۹ روز قبل از برداشت محصول آغاز میگردد. مهمترین آفت کش که کشاورزان جهت مبارزه با آفت مزبور استفاده میکنند. شامل دیازینون به نسبت ۲ در هزار، دسیس یک در هزار و فنوالرایت یک درهزار است.

کنه گال زای مو 

کنه گال زای مو شباهت زیادی به کنه تار عنکبوتی دارد. طول این کنه حدود ۱۵/. میلیمتر میباشد. کنه گال زا زمستان را درون جوانه درخت مو سپری نموده و در اوایل بهار با شروع رشد رویشی مو، سطح زیرین برگهای مو را مورد حمله قرار میدهد. از طریق تارهای سفید رنگی که تولید میکند. باعث ناهمواری در پهنک برگ میشود.

لکه یا ناهمواری بوجود آمده روی برگها بر اثر شستشو از بین نمیرود. برگها بعد از حمله آفت تغییر رنگ میدهد. برنگ زرد روشن برنگ مایل به قهوه ای در می اید.چنانچه شدت حمله آفت شدید باشد. برگها به داخل پیچیده خواهند شد. از بهترین روش مبارزه با این آفت میتوان با استفاده از سموم کنه کش تدیون – توکسافن، کلتان ۰.۶ و گوگرد بصورت پودر و تابل اشاره نمود.

شپشک مو 

این افت جزو انگهای حیوانی مو که هم ریشه و هم برگ ها را آلوده میکند در حال حاضرجهت مبارزه با آن، بیشتر از سموم سیستمیک استفاده میگردد. در حالیکه میتوان از پیوند موهای اروپایی روی پایه امریکایی که در مقابل شپشک مو مقاومند. با آن مقابله کرد چرا که سیکل زندگی این آفت بگونه ای که اجباراً قسمتی از زندگی خود را باید روی ریشه مو سپری کند. از آنجایی که پایه مقاوم امریکایی بوی اجازه و امکان زندگی نمی دهد ، به ناچار رشد و زندگی آن متوقف و از بین میرود. جهت مقابله با این آفت از پایه های مقاوم استفاده شود. 

انواع بیماری درختان

بیماری پوسیدگی آرمیلاریایی

این بیمار از عوامل مهم مرگ درختان جوان هسته دارست. قارچ آرمیلاریا بافتهای طوقه و ریشه را آلوده نمود. منجر بروز علائمی در اندامهای زیرزمینی و هوایی میشود.

یکی از علائیم مشخص این بیماری در درختان هسته دار، پیچیدگی برگها در طول رگبرگ میانی است. در ادامه آن درخت پژمرده خواهد شد. با پیشرفت انواع بیماری درختان، زردی و خزان برگها تسریع و در ادامه شاخه بالا و ریشه آلوده خشک و در نهایت کل درخت از بین میرود.

پوسیدگی آرمیلاریایی غالباً در باغهای که قبلاً جنگل بودند. یا در باغهای قدیمی شایعتر است. عامل انواع بیماری درختان میتواند سالها پس از حذف درختان آلوده روی قطعات ریشه در خاک زنده بماند. تماس ریشه هلو و قطعات ریشه آلوده در خاک دلیل شروع بیماری در باغ است. به محض تماس ریشه هلو با قطعات ریشه آلوده، قارچ در ریشه هلو رشد و به طوقه میرسد.

پوسیدگی بافتهای کامبیومی اتفاق میافتد. از نشانه غیراختصاصی این انواع بیماری درختان در اندامهای هوایی درختان میتوان به ضعف عمومی، زرد و کوچک برگها و کاهش رشد سرشاخه انتهایی اشاره نمود. علائم اختصاصی پوسیدگی آرمیلاریایی روی ریشه درختان بیمار به چشم میخورد. ریشه بیمار به رنگ قهوه ای درآمد. پوست آنها به آسانی جدا و بین پوست و چوب ریشه، توده میسلیومی سفید متمایل به بژ بصورت لایه ای بادبزنی شکل بوجود میآید.

دو گونه قارچ به نامهای A.mellea . A. tabescens بعنوان عامل پوسیدگی آرمیلاریایی محسوب میشود. زمانیکه انواع بیماری درختان در خاک مستقر باشد. کنترل بیماری مشکل خواهد بود. عامل بیماریزا روی نما ریشه و میسلیوم موجود در خاک یا ریشه بیمار پوسیده زمستان گذارنی میکند. نما ریشه قارچ موجود روی ریشه آلوده قادرند بمدت چند سال زنده بمانند.

نکات مهم جهت جلوگیری از انواع بیماری درختان

  1. حدالامکان سعی شود در زمان احداث باغهای جدید از نهالهای سالم و بدون بیماری بهره برداری شود.
  2. کاهش عوامل بیماری زا قبل از کشت نهالها تا اینکه خطر توسعه انواع بیماری درختان در اثر تماس با قطعات ریشه آلوده در خاک کاهش یابد.
  3. بهروری از پایه مقاوم به بیماری.
  4. رعایت اصول بهداشت در باغ.
  5. اجتناب از کاشت درختان حساس به بیماری پوسیدگی آرمیلاریایی نظیر سیب و گلابی در مناطق مستعد بیماری.
  6. خارج سازی ریشه درختان مبتلا بعد از پیشروی بیماری و انهدام آن.
  7. استفاده از روش شیمیایی و بکارگیری قارچ کشهای گروه بنزیمیدازول از جمله بنومیل و تریدیمورف جهت مقابله با عامل بیماری.

بیماری انبونک یا خیارک آلو

این بیماری انتشار جهانی داشت. در ایران درسال ۱۳۲۵ توسط اسنفندیاری گزارش شدست. قارچ عامل بیماری گلها را آلوده نمود. باعث تغییر شکل میوه جوان میشود. این میوه ها دراز وپوچ بود. اغلب بصورت خمیده روی درخت خشک میگردند. در قسمت خارجی میوه آلوده قشر سفید رنگی که اندامهای باروری قارچ یعنی آسک و آسکوسپور تشکیل میشود. سرشاخه ها طویلتر برگها را گاهاً میچینند. این بیماری صرفاً به برخی ار ارقام آلو حمله میکند.

خسارت آن در شرایط آب و هوایی خنک و بارانی شدید بود. بطوریکه گاهاً باعث از بین روی تمامی میوه روی درخت میشود. اولین نشانه بیماری روی میوه بصورت نقاط سفید رنگ یا جوشهای ظاهر که این جوشها بسرعت و همزمان با رشد میوه توسعه یافت. تمام میوه را فرا میگیرد. در اثر بیماری گوشت میوه اسفنجی، رشد هسته جوان میوه متوقف و برنگ قهوه ای و چروک در میاید.

میوه مبتلا به بیماری ابتدا به رنگ قرمز و در ادامه برنگ خاکستری مخملی در می آیند. نشانه این بیماری روی میوه شایعتر ار علائم آن روی برگ و سرشاخه ها است. در بیشتر مواقع داخل میوه عفونی خالی و پوسته خارجی آنها نازک، سخت و سیاه و ریزش می نماید. برگها و سرشاخه مبتلا به بیماری انبونک همانند برگها و سرشاخه مبتلا به بیماری برگ پیچیدگی هلو بر اثر Taphrina deformans پیچیدگی پیدا می کنند.

نشانه انواع بیماری درختان روی اندامهای آلوده بعد از ۸-۶ هفته پس از شکوفایی جوانه درخت ظاهر میشوند. جهت مبارزه با بیماری انبونک آلو باید جوانه ها با استفاده از قارچکش مسی یا آلی درختان را سمپاشی نمود.

لکه سیاه گلابی

این بیماری همانند بیماری لکه سیاه سیب مهم بود. در کشورهای خارجی بویژه اروپایی متحد شایعتر میباشد. بمیار لکه سیاه گلابی در ایران در شهرهای حوزه خزر، آذربایجان غربی و شرقی، منطقه کرج و ساوجبلاغ، باغهای واقع در کوهپایه تهران و خراسان انتشاردارد. علائم این بیماری بر روی برگ، شاخه و میوه شباهت زیادی با علائم لکه سیاه سیب دارد. با این تفاوت که لکه ایجاد در سطح زیرین برگ ظاهر بصورت گرد آلوده و به رنگ زیتونی بود. موجب تغییر شکل برگ نمیشوند.

لکه روی میوه، ابتدا در حوالی گلگاه و سپس در سطح جانبی میوه بروز میکند. اندازه لکه ها بسته بزمان وقوع عفونت، شرایط آب و هوایی و حساسیت ارقام تغییر میکند. عامل لکه سیاه گلابی کنیدی یا اسپورهای تابستانه یک یا دو سلولی دوکی شکل را به رنگ قهوه ای مایل به زیتونی تولید می نماید. قارچ عامل بیماری در بقایای برگهای مرده پای درخت زمستان گذرانی میکند.

در فصل بهار اسکوسپورهای بالغ آزاد و آلودگی اندام گیاهی را مثل آسکوسپور عامل لکه سیاه سیب موجب میگردند. عامل بیمار لکه سیاه گلابی دو نوع قارچ بنام فرم جنسی و فرم جنسی میباشد. جهت مقابله با این بیمار باید ار ارقام مقاوم به بیماری استفاده میشود. برگهای آلوده کف باغ را جمع آوری و انهدام نمود. بکارگیری سموم قارچ کش نظیر کاپتان و دودین کنترل بیماری لکه سیاه و گلابی موثر میباشد.

بیماری مهم مو یا انگور

سفیدک سطحی اولین بیماری مهم بومی آمریکای شمالی است که به موستانهای اروپا منتقل و در نواحی که آب و هوای مدیترانه ای دارند. بصورت اپیدمی در آمدست. انواع بیماری درختان از خطرناکترین بیماری قارچی و مو محسوب میشود. در اکثر تاکستانهای کشورمان خسارت به بار می آورد.

اوئیدیوم بعنوان عامل بیماری سفیدک سطحی برای اولین بار در سال ۱۸۳۴ در امریکای شمالی توسط شوای نیتس میشناسیم. قارچ عامل بیماری به تمای اندامهای جوان گیاه نظیر برگ، ساقه، پیچک، گل و میوه حمله و ابتدا بصورت لکه سفید آردی شکل ظاهر در شرایط محیطی نسبتاً خشک برگها بدور خود و رنگ آنها قهوه ای میشود.

ائیدیوم تمام اندامهای سبز مو را آلوده می نماید. علائم اولیه آلودگی برروی برگهای جوان بدین شرح است که با انقباض سطح برگ گاهاً علائمی مشتمل بر لکه روغنی با رنگ روشنتر و زردتر از قسمت های دیگر ظاهر میشود. این لکه شبیه لکه روغنی میلدیوی مو بود. با این تفاوت که کوچکتر از آنها هستند. رنگ پریدگی لکه ها کمتر مشخص میباشد. علائم ائیدیوم بر روی شاخه یکساله که هنوز خشبی نشدند. بصورت لکه نکروزه به رنگ قهوه ای ظاهر میشود.

قارچ عامل بیماری صرفاَ در سلول اپیدرم میزبان نفوذ کرد. مکینه برای جذب مواد غذایی به درون این سلول میفرستد. گر چه مکینه فقط در داخل سلولهای ایپدرم میباشند. اما در سلولهای مجاور سلولهای آلوده به حالت بافت مرده میبینیم. تشکیل میسلیوم، با کنیدیو فور، کنیدی این قارچ روی اندامهای گیاه میزبان باعث پیدایش پوشش پودر یا گردآلود خاکستری متمایل به سفید میگردد. چنانچه حمله عوامل قارچ در فصل بهار بصورت گیرد، گلها، تلقیح نمیشوند. سفیدک سطحی به سه طریق به درختچه مو خسارت وارد میکند.

دانه های انگور

اولاً دانه انگور را کثیف، چرکین، دارای ترک و نامرغوب میکند. ثانیاً باعث افت چشمگیر محصول تولید در موستان خواهد شد. ثالثاً باعث تضعیف مو و آنرا از رشد باز میدارد. چنانچه میوه قبل از باروری به انواع بیماری درختان مبتلا شود. به رشد طبیعی خود نمیرسد و همچنین مزه آن ترش مانند باقی می ماند. عامل سفیدک سطحی مو قارچی از بخش آسکومیست است.

که مرحله جنسی آن uncinula necator و شکل کنیدی دار آن بنام oidium tucheri میشناسیم. قراچ عامل سفیدک سطحی مو زمستان را بصورت میسلیوم در داخل جوانه ها به سر میبرند. در اوایل بهار انواع بیماری درختان رسد مینماییم. ایجاد کنیدیوفور و کنید می کند از راههای مبارزه با این بیماری میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

هرس شاخه و از بین بری انگور، بیل زنی پس از ریزش برگها و دفن برگهای آلوده و کاشت مو بگونه ای که تهویه مناسبی در بین بوته بوجود آید. موثرترین طریقه مبارزه سفیدک سطحی گردپاشی با گل گوگرد یا گرد گوگرد حداکثر به مقدار ۱۲۰ کیلوگرم در هکتار و یا بطور متوسط ۹۰-۶۰ کیلوگرم در هکتار و طی سه نوبت میباشد.

عمل سم زنی در اوایل صبح یاغروب آفتاب توصیه میشود. چرا که افزایش درجه حرارت باعث بالاروی گاز گوگرد و در نتیجه احتمال سوزش گیاه افزایش میبابد. این گرد پاشی معمولاً در اوایل فصل باید به فاصله ۱۲ -۱۰ روز تکرار شود.

گردپاشی با گل گوگرد را در سه نوبت به شرح زیر علیه سفیدک سطحی مو توصیه مینماید.

نوبت اول وقتی که جوانه تازه باز شدست. یعنی تقربیاً ۱۰-۴ برگ جوان روی شاخه ظاهر باشد. مقدار متوسط گل گوگرد ۱۵ کیلو گرم میباشد. نوبت دوم زمانی انجام میگیرد که انگور در حال گل دهی است. در این مرحله حدود ۳۰ کیلو گرم در هکتار گل گوگرد پاش میشود.
نوبت سوم وقتی که غوره تازه ترش شدست. یعنی حدود ۲۰ -۱۵ روز بعد از نوبت دوم که در مرحله حدود ۴۵ کیلوگرم گل گوگرد در هکتار مورد نیاز میباشد.

بیماری درخت میوه

بیماری لکه برگی گیلاس

اولین علائم بیماری درخت میوه بصورت لکه کوچک، گرد و صورتی بر روی سطح برگ ظاهر که گاهاً به رنگ قهوه ای نیز دیده میشود. با وجود این که برگها زرد میشوند. در برگهای آلبالو حاشیه دور لکه ها سبز و به برگها ظاهری پیسکی دهد.

زمانیکه رطوبت هوا زیاد است. توده سفید رنگ یا صورتی روشن در مرکز لکه سطح تحتانی برگهای آلوده دیده میشوند. در بیماری درخت میوه گاهی اوقات برگهای زرد رنگ خزان میکنند. ریزش شدید برگهای درختان در فاصله زمانی بین مرحله ریزش گلبرگها تا زمان برداشت موجب ناهماهنگی در رسیدن محصول و کاهش کیفیت میوه شود. بیماری کله برگی توسط قارچ بوجود میآید. اجزای فنجانی شکل تولید آسک در میوه، در برگهایی تولید میشوند. در فصل قبل بر روی درخت به این قارچ مبتلا شدند.

پس از ریزش، در فصل جدید پای درخت قرار دارند. عفونت از طریق روزنه رشد یافته ای که در سطح زیرین برگها و دم میوه صورت میگیرد. اما بندرت این مساله در میوه نیز بروز میکند. آلودگی یا عفونت برگها در مرحله ریزش گلبرگ از طریق آسکورکارپ که از آپوتیسیومهای کف باغ در طی بارندگی آزاد شروع شود.

در شروع بیماری، برگها نسبت به عفونت مقاوم بود. با شکوفایی برگها آسیب پذیر خواهند شد. هر چه به سن برگها افزده شود. حساسیت آنها به عفونت کاهش می یابد. لکه بسته به دما پس از ۱۵-۵ روز بر روی برگها ظاهر میشوند. در مجموع گیلاس در مقایسه با آلبالو حساسیت کمتری به این بیماری دارند. جهت کنترل بیماری مزبور میتوان از سموم قارچکش استفاده نمود.

بیماری گال طوقه در درختان گیلاس و آلبالو

این بیماری ریشه درختان گیلاس و آلبالو را مورد حمله قرار میدهد. این گال طوقه از طریق تشکیل غده یا گالهایی بر روی ریشه قابل تشخیص است. گالها در ابتدا کوچک و بصورت یکنواخت رشد و در ادامه به غده تیره، سفت و چوبی تغییر حالت میدهند. در سطح آنها گره نامنظم قابل مشاهدست. دامنه قطر غده از ۱۰ -۵/۳ سانتیمتر متغیر است. گالها معمولاً کروی شکل و طویل یا شکل نامنظمی داشته باشند.

بیماری گال طوقه بوسیله باکتری بوجود میآید. زمانیکه این باکتری گیاه را آلوده میکند. قسمتی از T پلاسمید وارد کروموزم سلول گیاهی و با ژنوم آن گیاه ترکیب میشود. ورود این مواد ژنتیکی در ژنوم سلول گیاهی منجر به تولید بیش از حد هورمونهای گیاهی و تشکیل گال در میزبان میشود. بعد از اینکه فرآیند تشکیل گال آغاز گردید. گالها میتوانند در غیاب باکتری به رشد خود ادامه دهند. چنانچه درختان گیلاس و آلبالو در خاکهای آلوده کشت شوند. باکتریها از طریق زخمهایی که در طول انتقال پایه از خزانه بوجود آمدند. وارد ریشه و طوقه گیاه میشوند.

این باکتری میتوانند از طریق ترشح قطرات باران یا آب آبیاری نیز به گیاهان جدید و محل کاشت نهالها منتقل شوند. مبارزه زیستی بیماری میوه توسط یکی از ایزوله غیر بیماری زا بعنوان  K موفقیت آمیز بودست. فرو بری پایه خزانه در سوسپانسیونی حاوی نژاد K  این باکتری در ممانعت از این بیماری درخت میوه بسیار موفقیت آمیز بودست.

چرخه زندگی چند آفت مهم گیلاس و آلبالو

نام آفت

مرحله و مکان زمستان گذارنی

تعداد نسلهای آفت

مراحل خسارت

زمان فعالیت آفت

نوع خسارت آفت

سرخرطومی آلو

حشره بالغ، بقایای روی زمین

۱

حشره بالغ و لارو

اواسط اردیبهشت تا اواسط خرداد

زخم روی سطح میوه تغذیه آفت از داخل میوه

مگس میوه گیلاس

نمف، در خاک

۱

لارو

اردیبهشت تا اواسط مرداد

تغذیه لارو از درون میوه

برگ پیچی پاندمیسی

لارو سن ۱و ۲ روی درخت

۲

 لارو

 اواسط فروردین تا اواسط اردیبهشت، اواسط خرداد تا آخر مرداد، اوایل شهریور تا آخر مهر

از بین روی برگها و زخم روی سطح میوه

برگ پیچ نواری یا مخطط

لارو سن ۱تا۳، روی درختیا لاشه برگ

۲

لارو

اردیبهشت تا خرداد، خرداد تا مرداد، شهریور تا مهر

از بین روی برگها و زخم روی سطح میوه

پاندومیس سراسنا

لارو و تخم، روی درخت

۱

لارو

نیمه فروردین تا آخر خرداد

از بین روی برگها و آسیب میوه

آرچیپس آرگیروپیس

سن ۳ لارو ، روی درخت

۱

لارو

نیمه فرورین تا آخر خرداد

از بین روی برگها و آسیب میوه

بیماری کتابی تنه و شاخه ها

بیماری کتابی یا پیچ خوردگی تنه جزو بیماریهای ویروسی محسوب میشود. شاخه درختان مبتلا به حالت پیچیده و پهن در میآیند. در این بیماری در اروپا، اسرالیا، کانادا، زلاندونو، سوریه و تونس گزارش شدست. در ایران ظاهراً با واریته سیب گروانشتاین که از اروپا وارد کشور، بتدریج با گرفتن پیوندک از این درختان و توزیع آن تا حدودی شیوع پیدا کردست.

از اولین علائم ظاهری این بیماری میتوان به پیدایش مختصر فرورفتگی طولی یا پهن خفیف تنه یا شاخه اصلی اشاره نمود. این فرورفتگیها بتدریج عمیق و شاخه حالت کتابی و پهن به خود میگیرند. شاخه مبتلا بتدریج نگروتیک و شکننده میشوند. علایم ابتدا روی شاخه مسنتر و کلفت بوجود  آمد. در شاخه جوانتر میشود. علائم بیماری درخت میوه ویروسی کتابی تنه صرفاً روی نسوج چوبی اتفاق میافتد. تا به حال روی برگها یا میوه گزارشی از آن نشدست.

کوتاهترین دوره کمون این ویروس ۸ ماه تا یکسال است گاهاً عامل بیماری تا ۱۵ سال یا بیشتر میتواند بحالت کمون بدون علائم ظاهری در درخت وجود داشته باشد. بیماری مذکور علاوه بر سیب روی درختان گلابی به زبان گنجشک، هلو و گردو نیز دیده میشود. رعایت اصول بهداشت در خزانه و ضدعفونی قسمت ریشه نهالها در زمان انتقال به باغ از مهمترین فاکتورهای مقابله با این مرض محسوب میشود.

بیماری زردی برگ درختان میوه

یکی از مهمترین بیماریهای فیزلوژیکی و غیر انگلی درختان میوه است که در باغات میوه است که در باغات میوه براثر کمبود آهن در گیاه اتفاق میافتد. درختانی نظیر سیب، هلو، به، گیلاس، گلابی، مرکبات و مو و همچنین درختان غیر مثمر به این بیماری مبتلا میشوند. میزان خسارت در باغهای با بافت قلیایی ویا باغهای که با آبشور آبیاری میشوند.

از نشانه ظاهری بیماری درخت میوه مزبور میتوان به زردی برگها اشاره نمود. برای اولین بار روی سرشاخه و برگهای جوان بروز میکند. ابتدا پهنک و پارانشیم برگ زرد در حالیکه رگبرگها همواره برنگ سبز باقی میمانند. در اثر این بیماری سرشاخه خشک و در صورت پیشرفت بیماری درخت میوه برگها کاملاً زرد و دچار سوختگی میشوند. میوه کوچک و کم آب و رشد درختان متوقف میشود.

 

عوامل پایین بودن میزان جذب آهن

  • زیادی بی کربنات در خاکها و آبهای مورد استفاده در زمان آبیاری.
  • بالا بری Ph خاک.
  • زیادی کربناتهای کلسیم و سدیم در خاکهای زراعی.
  • کمبود مواد آلی در خاکهای زراعی.
  • تاثیر یونهای سدیم و کلسیم.

استفاده از کودهای آهن دار مخصوص یا مواد کلاتی در درمان زردی برگ تاثیر خوبی دارد. برخی از این کودها از طریق ریشه، برخی از طریق برگ قابل جذب میباشند.

نکات لازم جهت کاهش زردی برگ درختان

  • شخم زنی قسمت سایه انداز درختان و اضافه سازی کود دامی پوسیده به آن.
  • استفاده از روش آبیاری نشتی یا جوی پشته ای و جلوگیری از تماس مستقیم آب به طوقه گیاه.
  • استفاده ازآب چاه و قنات بجای آب شور و رودخانه.
  • احتراز از مصرف بی رویه کودهای فسفره.
بیماری غربالی درختان میوه هسته دار

این بیماری برای اولین بار توسط آقای اسفندیاری در سال ۱۳۲۵ روی درختان میوه هسته دار در مازنداران، گیلان، گرگان و آذربایجان گزارش شدست. عامل بیماری نوعی قارچ به نام Stiymina Capophila است. این بیماری باعث آسیب به درختان گیلاس، هلو، زردآلو ، گوجه ، شلیل و بادام میشود. از علائم بیماری غربالی میوه درختان هسته دار میتوان به سوراخ  سوراخ برگها اشاره کرد عامل بیماری درخت میوه غربالی به برگها و میوه جوان و شاخه سبز صدماه میزند.

عامل قارچی روی برگها باعث بروز لکه با حاشیه قهوه ای رنگ میگردد. نسوج آلوده برگ در اثر این بیماری مرده و سلولهای نکروزه بعد از مدتی از سلولهای پارانشیم سبز جدا و در نتیجه برگ حالت غربالی بخود میگیرد. در صورت شدید بیناری لکه در جهت رگبرکهای اصلی برگ که محل تجمع شبنم یا آب باران است توسعه یافته و یا دمبرگهای آلوده میشوند.

برگها تماماً زرد و قبل از موقع خزان میریزند. این بیماری به روی میوه نظیر گیلاس، زردآلو، هلو دیده میشود. با افزایش شدت آلودگی در اوایل میوه دهی، میوه نارس ریزش خواهند شد. بیماری غربالی بروی شاخه بخصوص حوالی جوانه ابتدا موجب بروز لکه قهوه ای در ادامه این لکه بصورت طولی گسترش یافته و نسوج نکروزه جدا میشود. در نتیجه شکاف عمیقی در بین ناحیه سالم و آلوده ظاهر میشود.

عالم بیماری غربالی

عالم بیماری غربالی بصورت میسلیوم و کنیدی در مواد صمغی و میوه مومیایی ویا شانکرهای شاخه زمستان گذارنی میکند. در فصل بهار میسلیوم توسعه یافته و تولید کنیدی زیادی میکند. عامل بیماری غربالی نوعی قارچ بنام Coryneum beyorinckil است. بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام بصورت ریسه در زخم سرشاخه قرار میگیرند.

تولید کنیدی در درجه حرارت ۹ شروع و در درجه حرارت ۲۳-۱۹ درجه سانتگراد به حداکثر میزان خود میرسد. درصورت بارانی و مرطوب محیط، کنیدی به محض رهائی، جوانه و تولید آلودگی مینمایند. دوره کمون بیماری از ۲۰-۴ روز بسته بنوع اندام مورد حمله تغییر میکند. سمپاشی با ترکیبات مس در مرحله قبل از گلدهی نتایج رضایت بخشی بهمراه داشته است. از قارچ کشهای آلی نظیر تیوکاربامات، کاپتان یا فولپت نیز میتوان جهت مقابله با این بیماری استفاده کرد.

اصولا مبارزه بر علیه بیماری غربالی نیاز به سه بار سمپاشی دارد اولین سمپاشی قبل از مرحله گلدهی بود. این سمپاشی با سموم حشره کش قبل از مرحله رشد و فعالیت گیاه انجام میگیرد. دومین سمپاشی قبلی و بعد از ریزش کاسبرگها تکرار میگردد. در روی درختان هلو یکبار سمپاشی با ترکیبات مس در آخر پاییز بعد از ریزش برگها برای محافظت شاخه از خسارت زمستانی قارچ انجام میگیرد. ترکیب مورد نظر مخلوط بردوئی که دو درصد سولقات مس و یا یک درصد اکسی کلروز مس استفاده میکنند.

جدول بیماریهای قابل انتشار توسط پیوند در گیلاس و آلبالو

نام بیماری درخت میوه

علائم بیماری درخت میوه

زالی

لوله برگ،ریزش نامنظم برگ، سرخشکیدگی، میوه کوچک و سفید مرگ درخت

آماسیای گیلاس

لکه برگی، ریزش برگها، سرخشیدگی، میوه کوچک و بی مزه

ترک خوردگی

نوارهای باریک و قهوه ای بر روی شاخسارهای جوان، شکافهای طولی در پوست، مرگ درخت

شانکر سیاه

شانکرهای سیاه و نواحی متورم بر روی شاخه

ناهنجاری گل

نواحلی سبز رنگ بر روی گلبرگ میوه خالدار

رزت بوری

تاخیر در گلدهی، عدم گلدهی، برگهای نازک و روشن

خالدار میوه

میوه کوچک و نارس یا لکه متعدد قهو ه ای نکروزه

لکه حلقوی سبز رنگ

حلقه زرد یا سبز بر روی برگ، ریزش برگ، میوه ناهنجار با لکه نکروزه

گوموز

سرخشکیدگی، شانکر ساقه، صمغ دهی

نواری 

خطوط روشن در برگ، ناهنجاری برگی، میوه لکه دار

لکه زنگی نکروزه

لکه قهوه ای نکروزه در برگها، ریزش برگها، سرخشکیدگی

ریزش میوه

این لکه میوه، ناهنجاری میوه

لکه زنگی

لکه برگ، غربالی و پیچیدگی برگ

دم کوتاهی

لوله برگ، بدشکلی میوه، کوتاهی دم میوه

سیخکی گیلاس

پیچیدگی برگ، یکروزه پوست درخت، پاکوتاهی شدید.

 

بیماری میوه گلابی

آتشک بیماری میوه گلابی

بیماری میوه گلابی از بیماریهای خطرناک باکتریایی محسوب میشود. که برای اولین بار در نیویورک گزارش شد. سپس در اروپا و سایر کشورهای میوه خیز شیوع پیدا کرد. در کشورمان نیز بیماری آتشک گلابی برای نخستین بار در سال ۱۳۶۸ روی میوه گلابی در منطقه برغان کرج گزارش گردید.

بیماری فایر بلایت یا سوختگی آتشی در حال حاضر در نواحی قزوین، کرج، ارومیه، تبریز، زنجان، مشهد، فارس و مرکزی روی درخت سیب و مخصوصاً گلابی باعث خسارت میشود. علائم اولیه بیماری میوه بعد از شکوفایی گلها، روی گلهای آلوده ظاهر و گلها بصورت آبسوخت درمیآیند. بسرعت چروک و برنگ قهوه ای متمایل به سیاه درمی آیند. یا گسترش بیماری میوه رشد میوه ها به تاخیر میافتد. برگها به رنگ قهوه ای متمایل به سیاه در میاید. آلودگی یا بیماری میوه از طریق دمگل انجام میگیرد.

عامل بیماری آتشک در حاشیه شانکرهایی که در سال قبل روی درخت گلابی یا درختان دیگر بصورت عفونی درآمد و در همان سال زمستان گذارنی میکند. در بهار سال بعد، این باکترها فعال و به بیرون تراوش میکنند. باکتریهای عامل بیماری بوسیله باران، باد یا حشرات انتقال مییابند. جهت مقابله با این بیماری باید در طول زمستان قسمتهای مبتلا را ۱۰ سانتیمتر پایینتر از محل عفونی قطع نمود.

بررسی هفتگی باغ در فصل بهار و تابستان و حذف سیخکها و اندامهای عفونی به کاهش میزان خسارت کمک میکند. استفاده از پایه مقاوم و به بیماری و کاهش سطح مایه اولیه بیماری و سمپاشی بموقع درختان با باکتری کشهای مناسب تا حدود زیادی میتواند روی روند بیماری تاثیر بازمیداریم.

مشاهده فیلم باغبانی و هرس  در اپارات هورس

سفیدک بیماری میوه سیب و گلابی

این بیماری میوه در باغات سیب و گلابی رایج و در شرایط مناسب آب و هوایی به درختان آسیب برساند. معمولترین روش مبارزه با سفیدک سیب توسط باغداران استفاده از قارچ کشهاست. بیماری سفیدک سطحی در سال ۱۸۷۱ میلادی در ایران توسط رابن هورست از نواحی لرستان جمع آوری میشود.

میزان خسارت بیماری میوه مزبور بعد از بیماری لکه سیاه قرار میگیرد. گاهاً تا ۵۰% محصول را تلف میکند. براثر این بیماری رشد برگها متوقف، برگها کوچ مانده، رشد شاخه کاهش مییابد. سفیدک سطحی معمولاً پاجوشها، شاخه یکساله، شاخه جوان، برگها، شکوفه ها و میوه سیب را مورد حمله قرار میدهد. از علائم بیماری میتوان بروز لکه خاکستری یا سفید کثیف در سطح زیرین برگها در اوایل فصل بهار اشاره نمود.

کاهش راندمان تولید و تشدید زنگار روی سیبهای حساس مانند رقم گلدان از دیگر علائم این بیماری میوه است. قارچ عامل بیماری ابتدا در شاخه جوان و انتهای شاخه  بزرگ و پاجوش ها ظاهر و سپس به شکوفه ها و خود میوه سرایت میکند. عضو مبتلا به بیماری میوه بوسیله قشر آردی برنگ سفید یا خاکستری که همان میسلیومهای قارچ، پوشیده میشود.

این قشر ابتدا در سطح تحتانی برگها ظاهر  و باعث ناصافی و پیچیدگی برگها میشود. بیماری در فاصله زمانی کوتاهی تمام سطوح برگها را احاطه میکند. برگهای مبتلا به بیماری طویلتر و بدون آنکه عرض آنها تغییر یابد. نسوج برگها ترد و شکننده بوده و رشد آنها متوقف و ریزش خواهند کرد. قسمتهای مختلف گلهای آلوده بصورت چروکیده درآمده و کاسبرگها نیز گوشتی و کلفت خواهد شد. عمل قارچی بیماری سفیدک سطحی در مرحله کنیدی به ایدیوم آردی معروف است.

 قارچ – بیماری میوه سیب و گلابی

قارچ با تولید رشته که به داخل نسوج گیاهی میفرستد. از شیره آنها تغذیه میکند اسپورهای تابستانه یا کنیدی فورهایی که از رشته میسلیوم بوجود آمدند. هر کنیدی فور ممکن است بطور نا محدود کنیدی تولید نماید. کنیدیهای بعد از تماس با سطح میزبان اگر شرایط فراهم باشد. جوانه و رشد می نمایند. شیوع و خسارت قارچ عامل بیماری سیب در برخی مناطق به اندازه ای است. که مبارزه شیمیایی با آن الزامی میباشد.

باغداران تحت پوشش پروژه IPM براساس تجزیه و تحلیل کشت بوم، درختان آلوده به سفیدک را شناسایی و با استفاده از قارچ کشهای غیر شیمیایی کالیبان، کنترل می نمایند. درختان سیب قرمز مورد حمله این بیماری قرار نمی گیرند. در مقابل آنها به بیرون از باغ و آتش زایی آنها در کاهش میزان آلودگی در بهار سال بعد بسیار موثر خواهد بود. همچنین با عواملی نظیر قطع و حذف پاجوشهای مبتلا به بیماری و احتراز هرس شدید سیب مبتوان تا حدود زیادی با این بیماری مقابله کرد.

بیماری گموز قارچی هلو و شلیل

اولین نشانه این بیماری ایجاد تاولهای به قطر ۶-۱ میلمتر روی پوست درختان پر رشدست. که عموماً عدسکی در وسط تاول وجود دارد. ایجاد تاول بعلت تقسیم غیر عادی سلولها در اثر وجود این عامل بیماری زاست. با برداشت لایه خارجی پوست بوسیله چاقو، بافتهای آلوده اطراف عدسک قابل مشاهدست. تاولهای بعد از آلودگی عدسک در ادامه فصل رشد یا در بهار سال بعد ظاهر شوند. تا پایان فصل رشد دوم، سطح نکروزه اطراف عدسک بزرگتر میشود. در این زمان تاولها کمتر قابل رویت میباشد.

از برخی از زخمهای نکروزه در سال دوم مقدار صمغ ترشخ میشود. زخمهایی که در سال دوم به بعد ظاهر میشوند. زخمهایی که در سال دوم به بعد ظاهر میشوند با تشکیل تاول گسترش یابند. احتمال آلودگی در درختانی که ضعیف و یا دچار تنش آبی هستند. بیشتر میباشد. در شدیدترین حالت، گموز باعث مرگ شاخه یا کل درخت میگردد. زمستان گذاری قارچ عامل بیماری روی پوستهای آلوده، شاخه های مرده و خشک انجام میگیرد.

جهت کنترل بیماری گموز قارچی باید به توصیه زیر توجه داشت

۱- چوبهای خشک را با هرس زمستانه حذف نمود تا از میزان اینوکولوم میکاهد.
۲- محلول پاشی با سموم قارچ کش روی پوست درختان در طول دوره آلودگی.
۳- استفاده از ارقام مقاوم به بیماری.

بیماری پیچیدگی برگ هلو

پیچیدگی برگ هلو از شایعترین بیماریهای هلوست که بنامهای برگ پیچدگی، سوختگی برگ و تاول برگ هلو میشناسیم. اگر چه این بیماری ابتدا روی برگها ظاهر میشود. اما در ادامه میتواند شکوفه ها، شاخه جوان و یکساله و میوه ها را به سرعت آلوده نماید. با ابتلای درخت به این بیماری برگها در اوایل تابستان ریزش و در تنیجه قدرت رشد درخت کاهش و احتمال خطر سرمازدگی آن افزایش مییابد. علائم بیماری در اوایل بهار بر روی برگهای تازه باز و ظاهر میشود.

برگهای آلوده قرمز رنگ و ضخیم و به دور خود میپچند. عامل بیماری پیچیدگی برگ هلو قارچی بنام است. اسپورهای این قارچ در اواسط تابستان روی سطح برگهای آلوده تشکیل و گردی برروی برگها تشکیل خواهد شد. اسپورهای بیماری زا بوسیله باد و باران در تمام قسمتهای درخت پخش و در زیر فلس جوانه ها و نا همواری های پوست درخت مستقر و تمام فصل تابستان دوران سرما را در همان جا باقی میمانند.

در فصل همزمان با متورم جوانه هلو، اسپورهای این قارچ نیز جوانه و به داخل برگهای جوان نفوذ خواهند کرد. با یک بار سمپاشی در اواخر پاییز بعد از ریزش برگها یا در اواخر زمستان قبل از متورم جوانه ها میتوان از شیوع این بیماری جلوگیری نمود. از مهمترین قارچ کشهای مورد استفاده برای این بیماری میوه میتوان به کلروتالونیل و فبرام اشاره نمود.

رنگ درختان میوه هسته دار

بیماری میوه زنگ درختان میوه هسته دار اولین بار در بین سالهای ۹۰-۱۸۸۰ روی درختان هلو در ایالات متحده امریکا گزارش گردید. در حال حاضر این بیماری در سراسر جهان انتشار دارد. خوشبختانه خسارت آن چندان قابل توجه نمیباشد. در ایران بیماری مزبور از مناطق مختلف نظیر گرگان، اردبیل، رشت، بابل، کرج، اطراف تهران، اصفهان و… روی میزبانهای هلو، گوجه، آلو، بادام و زردآلو گزارش شدست. زنگ درختان میوه هسته دار معمولاً تا اواسط تابستان یا اوایل پاییز روی درختان ظاهر میشود.

نشانه های ظاهری بیماری بسته و بنوع میز بان و زمان آلودگی متفاوت میباشد. آلودگی بیشتر روی شاخه پایین و مخصوصاً پاجوش ها میباشد. نشانه بیماری میوه روی قسمت برگ، میوه، سرشاخه ها ظاهر میگردد. در مقابل برگ در درجه اول اهمیت قرار دارد. علائم بیماری روی برگها بصورت لکه گوشتدار و زرد رنگی در هر دو سطح برگ ظاهر و در ادامه در سطح تحتاتی این نقاط، جوشهای قهوه ای و اسپوردار قارچ تشکیل میشود. زنگ درختان میوه هسته دار بر اثر یک نوع قارچ هتروفیک ایجاد میشود.

تلیوسپور

در مرحله اول زندگی انگل روی گیاهان خانواده، الاله اتفاق می افتدو سپس قارچ تغییر میزبان میدهد. روی درختان میوه هسته دار انتقال و در واقع مرحله دوم زندگی خود را روی یک میزبان جدید میگذارند. جوشها یا پوستولهای اوردیومی قارچ در اواسط تابستان روز برگ درختان میوه هسته دار تشکیل میگردد. این جوشها برنگ قهوه ای و محتوی اوردسپور هستند. قدرت حیاتی اوردسپورها در شرایط طبیعی ۴۷ روزست.

تلیوسپورهای قهوه ای تیره رنگ قارچ در اوایل یا اواسط پاییز در داخل پوستولهای مذکور و روی برگهای که هنوزسبز هستند. تشکیل میشود. تلیوسپور از دو حجزه نامتساوی تشکیل که حجزه زیرین استوانه ای و بیضی شکل و حجره بالایی کروی و عریضتر از حجره زیرین است.

عدم کشت گیاهان خانواده آلاله در مجاورت باغهای میوه هسته دار، شخم زمین باغ در اول زمستان که باعث دفن برگها و فساد مقدار زیادی از تلیوسپورها میگردد. راهکار مناسبی برای مقابله با این بیماری محسوب میشود. سمپاشی درختان در اوایل پاییز با محلول لایم سولفور ۶ درصد و تکرار آن در بهار به نسبت یک درصد توصیه میشود.

پوسیدگی قهوه ای و شانکر شاخه

زمانیکه دمگ میوه آلوده شود. قارچ عامل پوسیدگی قهوه ای، معمولاً در ساقه و شاخه  جوان منتشر و زخم بیضوی برنگ قهوه ای بنام شانکر بوجود میآید. این نواحی آلوده ممکن است توسعه و بشکل کمربندی تمام ساقه را احاطه کند. پس از این مرحله، درحالیکه برگها به ساقه چسبیدند. انتهای شاخه خشک و میمیرند.

پوسیدگی قهوه ای به چهار صورت میوه را آلوده میکند.

۱- آلودگی یا بیماری میوه مرده که ریزش نکردند.
۲- میوه سبز.
۳- آلودگی میوه رسیده و در مرحله برداشت و پس از برداشت.

بعد از علمیات برداشت، میوه مومیای عامل مهم زمستان گذارنی این قارچ هستند. تحقیقات روی آلو نشان میدهد که تماس میوه سالم با میوه آلوده نیز میتواند میوه را مستعد به پوسیدگی قهوه ای نماید. آلودگی میوه رسیده قبل از برداشت محصول باعث بروز بیشترین خسارت بوسیله بیماری میشود. اولین نشانه آلودگی قبل از برداشت. توسط لکه قهوه ای رنگ سطحی و کوچک روی میوه است. پوسیدگی قهوه ای بطور کلی در میوه هلو نفوذ کرده و پخش میشود. میوه آلوده بحالت چروکیده و برنگ قهوه ای تیره و تا سیاه در می آیند.

بیماری میوه چسبیده به درخت یا روی کف زمین باشد. میوه مومیایی در بهار سال بعد در مرحله گلدهی هلو روی خاک تشکیل آپوتسیوم داده و اسپورهای آن در هوا آزاد و شکوفه هلو و سایر میزبانها را آلوده میکند. دمای مطلوب جهت ایجاد آلودگی ۲۵ درجه سانتیگرادست. رطوبت بالا نیز شدت بیماری را افزایش میدهد.

از ظهور علائم روی شکوفه ها و به دنبال آن روی ساقه، قارچ عامل بیماری اغلب بطور ناگهانی و سربع شروع به تولید اسپور میکند. تولید اسپور روز گلهای آلوده از اوایل خرداد تا شروع فصل خشک ادامه یابد. میوه رسیده نسبت به اسپور حساستر میباشند. جهت مقابله با این بیماری باید درختان را ۳-۲ بار در مرحله گلدهی و ۳-۲ بار قبل از برداشت با یک قارچکش محافظتی سمپاشی نمود.

سه گروه مهم آفت درخت سیب

سه گروه مهم آفت درخت سیب از جمله شته به نام شته سبز و شته آرد سیب بنام dysasphis و شته مومی mali و Eriosoma lanigerum صدمه زیادی به درخت سیب وارد میکنند. ازمیزبان های آفت شته سبز، میتوان به هلو، زالزالک و ازگیل اشاره نمود. این آفت درخت سیب بیشتر به برگ و نوک شاخه نورس و پاجوشها حمله میکند. (مشاهده فیلم باغبانی و جابجایی درخت)

خسارت ظاهری این آفت درخت سیب بصورت پیچیدگی برگهاو ریزش برگ وگلها وترشح ماده قندی است. در اثر آن اختلالات فیزیولوژیک در برگها حادث میشود. بررسیهای انجام شده در قالب پروژه ipm نشان دادست. که میزبان قابل توجهی از کاهش جمعیت شته از طریق استفاده از آفت کشهای شیمیایی مقدور نمی باشد.

بلکه گرمای هوا جمعیت شته را بشدت کاهش میدهد. از یافته های مهم کشاورزان ipm این است. که بطور میانگین ۲۰-۱۵ درصد درختان یک باغ ممکن است به آفت شته سبز گرفتار شوند. کشاورزان مشارک کننده در برنامه ای ipm این موضوع را ثابت نموده اند. چنانچه عمل سمپاشی یک هفته به تغویق افتد. دشمنان طبیعی نظیر مگس زنبوری، بالتوری، زنبورهای پارازیت شته و کفشدوزکها ظاهر شده و به سرعت جمعیت آنها افزایش یافته و اجازه رشد به شته را نخواهد داد.

برنامه ipm در آفت درخت سیب

از دیگر روشهای مورد استفاده در برنامه ipm میتوان به حذف سرشاخه آفت زده اشاره نمود. استفاده از صابون حشره کش غیرشیمیایی بنام پالیزان به نسبت ۲-۱ در هزار از کاربرد بالایی در کنترل جمعیت شته برخوردار است. شته آرد آلود سیب فصل زمستان را به حالت تخم روی تنه و سرشاخه درختان میوه دانه دار، مخصوصاً سیب، در چین خوردگی دور جوانه انتهایی و شکاف تنه درختان میگذارند.

در فصل بهار همزمان با باز شدن شکوفه از تخم بیرون آمده و شروع به تغذیه از جوانه میکند. در مراحل بعدی به دمبرگ و رگبرگهای اصلی آسیب رسانده و باعث ریزش گلها، میوه ها و پیچیدگی برگها میشود. برگهای درخت در صورت حمله این آفت برنگ نارنجی و گاهاً قرمز مخلوط با سبز درآمده و جدار آنها ضخیمتر میشود. اینگونه در اواخر بهار روی گیاهان خانواده گندمیان منتقل و لذا توصیه میشود مبارزه با آفات در اوایل بهار صورت گیرد.

شته مومی یا شته خونی سیب علاوه بر سیب به انواع گلابیها، به و زالزالک نیز خسارت وارد میکنند. این آفت در ماههای بهار و تابستان بصورت توده سفید رنگ روی سرشاخه و تنه درختان جمع میشوند. آفت مذکور علاوه بر سرشاخه، به ریشه و طوقه درختان سیب نیز حمله نموده و گالهای مخصوصی در آن قسمتها ایجاد میکند. تراکم شته روی ریشه ها باعث اختلال در جریان عادی شیره گیاه و در ادامه درخت خشک میشود.

کنه دو نقطه ای

نام علمی کنه دو نقطه ای (Tetranychus urticae) است. این کنه پلی فاژ بوده و بالغ بر ۱۵۰ گونه گیاه را مورد تغذیه قرار میدهد. کنه دو نقطه ای اغلب بصورت کامل و بارور زمستان گذرانی میکنند. روی گیاهان چند ساله سبز، لابلای برگها، زیر کلوخه ها و پوست تنه درختان هر کنه ماده ۸۰ -۴۰ عدد تخم میگذارد.

تخمگذاری آنها در اوایل بهار روی علفهای هرز خودرو صورت میگیرد. تخم کنه بسته به درجه حرارت محیط بعد از گذشت ۱۵- ۱۲ روز تفریخ و پوره کنه خارج و سپس از ۳ نوبت پوست اندازی، کامل میشوند. دوره زندگی یک نسل کامل کنه ۱۵ -۲۲ روز بطول می انجامد.

رعایت اصول بهداشت مزرعه، مدیریت آفت برروی زمین به منظور جلوگیری از مهاجرت آنها روی درختان از مهمترین روشهای برنامه ipm محسوب میشود. استفاده از صابون حشره کش پالیزان به نسبت ۲-۱ در هزار تاثیر خوبی روی جمعیت کنه دارد. در بررسیهای بعمل آمده توسط کشاورزان گروه ipm مشخص که جمعیت این آفت روی درختان سیب قرمز بیشتر بوده و بندرت روی درختان سیب زرد مشاهده و آنها را مورد تغذیه قرار میدهند.

گروه تحقیقاتی ipm بر این باورند که به دلیل جذب گرمای زیاد درختان سیب قرمز، کنه این نوع درختان را ترجیح میدهند. کنه قرمز اروپایی بنام (Panorychos UImi) است که اخیراً در کشورمان در ارومیه و گرگان گزارش شدست. این کنه برخلاف کنه دو نقطه ای در مناطق نیمه مرطوب و سردسیر از فعالیت بیشتری برخوردارست.

جدول سموم مورد استفاده روی کنه دو نقطه ای

نام سم فرمولاسیون مقدار مصرف در هکتار
پروپارژیت (امایت) EC %57 یک در هزار.
آمیتراز (میتاک) EC %20 یک در هزار ( در مرحله ای که ۸۰% -۶۰% تخمها تفریخ باشند.).
فن پروپاترین (دانیتول) EC %10 به نسبت ۲ درهزار.
تترادیفون (تدیون) EC %18/5 داخل بافت گیاه نفوذ کرده و بر روی تخم و مراحل غیر بالغ اثر گذاشته و غیر مستقیم باعث عقیم شدن حشره ماده میشود.
بنزوکسی میت (سیترازون) EC %20 ۱.۵ در هزار.
فن پروکسی میت (ارتوس) EC %5 ۰.۵ در هزار.

 

جدول سموم مورد استفاده برعلیه شته سبز

نام سم فرمولاسیون مقدار مصرف در هکتار
تیومتون(اکاتین) EC %60 یک در هزار.
اکسی دیمتون متی (متاسیستوکس) EC %25 ۰.۵ – ۱ در هزار.
مالاتیون EC %25 ۲-۱ در هزار.
دی کلرووس EC %50 ۰.۷۵- ۰.۵ در هزار.
پیرویمیکارب (پریمور) WP %50 یک درهزار.
هپتنفوس (هوستاکوئیک) EC %50 یک درهزار.
دیازینون EC %60 یک درهزار.


کرم سیب (Carpocapsa pomonella)

کرم سیب به عنوان آفت کلیدی سیب در اکثر مناطق کشور محسوب میشود. این آفت در سراسر دنیا جزو شناخته ترین آفات سیب بوده و در تمام مناطق پرورش سیب دیده میشود. لارو جوان میوه نارس را سوراخ کرده و ضمن تغذیه از بافت میوه، کانالی حفر نموده و خود را به دانه میوه میرساند و از آن تغذیه میکند. حشره کامل این آفت درخت سیب که شب پره ای است برنگ خاکستری مایل به قهوه ای که با بالهای باز حدود ۱۹ میلیمتر عرض دارد.

پروانه مزبور بعد از مدتی تغذیه از نوش گلها و قطرات شبنم، روی کاسبرگ و برگهای مجاور میوه و حتی سرشاخه تخم ریزی میکند. هر حشره ماده در طول عمر خود قادرست. بین ۸۰-۵۰ عدد تخم بگذارد. در فصل بهار در فاصله زمانی ۲۵-۲۰ روزه تخمها تفریخ و لاروها بعد از مدتی حرکت در سطح میوه و برگها داخل میوه وارد میشوند. زمانیکه میوه به اندازه فندق برسند. بهترین و مناسبترین زمان سمپاشی علیه این آفت میباشد.

لاروها بعد از ورود به داخل میوه 

ابتدا از تخمها و سپس از نسوج مجاور تغذیه میکنند. نمونه برداری از برگهای نزدیک میوه و رویت اولین تخمهای آفت د راین مرحله از اهمیت زیادی برخوردار بوده و در کنترل بموقع کرم سیب نقش مهمی دارد. لاروها نسل اول از قسمت دم وارد میوه و لاروها نس بعد از هر جایی دیگر میتوانند بداخل میوه راه یابند. از دشمنان طبیعی این آفت میتوان به دارکوبها، سنهای آنتوکریده و زنبورهای ژانر تریکوگراما اشاره نمود.

جمع آوری سیبهای ریزش کرده در پای درخت در نسل اول و کشتن لاروهای داخل میوه با قرار دادن آن در سطل آب به مدت ۲۴ ساعت میتوان باعث کاهش چشمگیر این آفت در مزارع و باغات شود. رها کردن حدود ۴۰ مرغ و خروس در هر هکتار باعث کاهش شدید جمعیت لاروهای کرم سیب خواهد شد. بستن مقوا دور تنه درختان سیب در ارتفاع ۴۰ -۳۰ سانتیمتری از سطح خاک باعث پناه گرفتن کرمهای سیب در داخل شیارهای موجود خواهد شد. بطورکلی تلفیق این روشها بواسطه کشاورزان میزان دفعات سمپاشی را از ۸-۷ مرتبه در یک فصل زراعی به یک و گاهاً به صفر میرساند.

پروانه فری (Zeuzera pyrina)

پروانه فری قادرست به تعداد زیادی از درختان مثمر و غیر مثمر حمله کند. لاروهای این حشره چوب خوار بوده و در تنه و شاخه ها دالان طولی ایجاد نموده و موجب ضعف شدید در خت میشود. خسارت اولیه از رگبرگها، دمبرگها و شاخه های نازک شروع و بتدریج به شاخه بزرگتر و تنه انتقال می یابد.

این پروانه در ایران هر دو سال یک نسل داشته و زمستان را بصورت لاروهای سنین مختلف در درون شاخه درختان میزبان میگذارند. در اواسط بهار لاروهایی که رشد آنها کامل و به شفیره تبدیل و در اواخر بهار شبپره ها بتدریج ظاهر میشوند. هر حشره مادر قادرست تعداد ۸۰۰-۴۰۰ تخم بگذارد.

تخمها بعد از گذشت ۱۰ روز تفریخ و لاروها بعد از خروج از تخم به قسمت های نرم سرشاخه حمله میکنند. حشرات ماده اصولاً تغذیه نمیکنند. و بدلیل سنگینی وزن بدن قادر به پرواز نیستند. یکی از موثرترین روشهای مبارزه با این آفت درخت سیب، بازدید مرتب در فصل ظاهر شدن و در آمدن تخمها از درختان است. استفاده از پرندگان جهت کنترل سیب در باغ، به کنترل کرمهای خراط نیز کمک میکند.

رعایت اصول به زراعی، هرس و سوزاندن شاخه خشک آلوده و همچنین فرو بردن مفتول درون سوراخهای ورودی، لاروهای آفت را از بین میبرد. از مهمترین سمومی که برعلیه کرم خراط بکار میرود میتوان به ازینفوس متیل و دیازینون اشاره کرد. انواع دیگر بیماری درخت سیب را مشاهده کنید.

سر خرطومی سیب

سرخرطومی سیب از آفات مهم درختان میوه دانه دار بخصوص در نواحی ییلاقی و سردسیر محسوب میشود. حشره کامل آفت مزبور یک سرخرطومی است. که طول آن به ۶-۵/۳ میلیمتر میرسند. رنگ آن قهوه ای تیره تا روشن و در انتهای بالپوشها نوار مورب زرد رنگی وجود دارد. در زمان بسته شدن به شکل حرف V در میآید. در زمستان گذارنی آن بصورت حشره کامل در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی انجام و بلافاصله بعد از گرم شدن هواه و باز شدن شکوفه گل شروع به تغذیه از برگهای تازه میکند.

سپس بداخل جوانه شکوفه باز نشده وارد و در آنجا تخمگذاری میکند. تخمها در فاصله زمانی ۱۰-۷ روز تفریخ پو لاروها بعد از خروج از تخم از پرچمها و مادگی گل تغذیه میکنند. لاروها بعد از ۴ هفته از تغذیه وارد غنچه خشک پبه شفیره تبدیل میشوند. پس از ۳-۲ هفته بصورت حشره کامل در می آیند.

حشرات کامل بعد از تغذیه مختصر به زیر پوستکها و پناهگاههای دیگر میروند. نزدیک به ۱۰ ماه به حالت استراحت در می آیند. این آفات بر روی درختان سیب و گلابی خسارت زیادی را به بار می آورد. در صورت عدم مبارزه قادرست کل محصول را از بین ببرد سرخرطومی سیب در اغلب مناطق سیب خیز کشورمان از اهمیت اقتصادی چندانی برخوردار نست و در اثر عوامل طبیعی کنترل میشود.

 

بیماری قارچی درخت سیب

بیماری سفیدک سطحی درخت سیب

این بیماری سفیدک سطحی درخت سیب نیز در سراسر دنیا شیوع و بطوریکه اکثر باغهای سیب را تحت تاثیر قرار میدهد. میزان خسارت آن بعد از بیماری قارچی درخت سیب لکه سیاه در درجه دوم اهمیت است. خسارت سفیدک سطحی سیب، ناشی از توقف رشد شاخه، آسیب شدید شکوفه و ریزش بیش از حد آنها و افت چشمگیر محصول و تشدید زنگار روی سیبهای حساس مانند گلدن است. سفیدک پودری در سال ۱۳۷۶ در چند ناحیه ارومیه بصورت اپیدمی درآمد. شدت بیماری سفیدک پودری سیب در مناطق مختلف، فرق میکند.

بیماری قارچی درخت سیب معمولاً شدید میباشد. خسارت نیز زیاد است. این قارچ ابتدا در شاخه جوان، انتهایی شاخه بزرگ و پاجوشها ظاهر و سپس به شکوفه و میوه سرایت میکند. عضو مبتلا به بیماری از قشری آردی سفید چرک یا خاکستری میپوشاند. آلودگی ابتدا در سطح تحتانی برگها ظاهر و باعث ناصافی و پیچدیگی برگها میشود.

pososphaera leucotriea

در ادامه با گسترش بیماری، تمام سطوح برگها را فرا میگیرد. برگهای مبتلا به بیماری طویلتر و نسوج آنها ترد و شکننده و رشد آنها متوقف و زودتر از موعد ریزش میکنند. عامل بیماری نوعی قارچ به نام pososphaera leucotriea  است. که در مرحله کنیدی به اٌیدیوم آردی  معروف هست. قارچ با تولید رشته که به داخل نسوج گیاهی، اعم از برگ، گل و میوه میفرستد. از شیره غذایی آنها تغذیه میکند. اسپورهای تابستانه با کنیدی قارج به تعداد فراوان روی کنیدیوفورهای که از رشته میسلیوم بوجود آمدند. قرار می گیرند.

هر کنیدی فورممکن است بطور نامحدودی تولید کنیدی میکند. کنیدی بیضوی کشیده و بیرنگ میباشد. کنیدی ها بعد از تماس با سطح میزبان چنانچه شرایط مناسب باشد. جوانه و شروع به رشد خواهند کرد. کنیدی ها توسط باد تا فاصله بیشتر از ۱۰۰۰ متر منتشر میشوند. این قارچ در دمای ۳۲-۴ درجه سانتیگراد قادرش به رشد  و در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد  در اوقات روز از رشد بیشتری برخوردار است. شیوع وخسارت این قارچ در برخی از مناطق بگونه ای است که مبارزه شیمیایی الزامی میباشد.

عملیاتی نظیر قطع و حذف مرتب پاجوشهای مبتلا به بیماری، خودداری از هرس شدید سبز، هرس سرشاخه ها در پاییز بعد از توقف رشد و انتقال آنها به بیرون باغ و سوزانیدن آنها تا حدودی بسیار زیادی از میزان آلودگی میکاهد. جهت پیشگیری و کنترل عامل بیماری قارچی درخت سیب میتوان از انواع سموم گوگردی محلول در ابتدای فصل بهار و قبل از شروع آلودگی روی شاخه و برگهای جدید و جوان استفاده نمود. محلول پاشی باید قبل از شکوفه ها شروع و بلافاصله بعد از اتمام گلریزان تکرار شود. سمومس نظیر کاراتان، تریمیدال، پنکونازول، استروبی و فلینت از مهمترین قارچ کشهای موثر در سفیدک پودری سیب محسوب میشوند.

بیماری پوسیدگی سفید ریشه درختان 

این بیماری قارچی بنام روزالینا معروف است. دامنه انتشار بیماری قارچی درخت سیب بالا و در بیشتر مناطق میوه خیز کشور انتشار دارد. از نشانه اولیه بیماری میتوان به زردی برگها قبل از خزان و ریزش پیش از موعد آنها، ریزش گل و میوه، تغییر رنگ پوست تنه به رنگ قهوه ای مایل به قرمز اشاره نمود. این بیماری قارچی درخت سیب باعث افت چشمگیری محصول و در ادامه درخت را از پای در میاورد. معمولاً ۳-۲ سال بطول می انجامد. تا یک درخت بارور را از بین ببرد.

ابتدا رشد درختان را متوقف و در ادامه برگها کوچکتر از حد معمول و در نهایت میوه های ریز و فراوان با سرشاخه خشک روی درختان بوجود می آیند. این علائم در قسمتی از درخت که ریشه مربوط به آن مورد تهاجم قارچ قرار و قابل مشاهده باشد. در حالیکه سایر شاخه ها در ظاهر سالم به نظر میرسند. میسلیوم قارچ به هیچ وجه روی درخت و خارج از خاک دیده نمیشود. بلکه همواره در زیرزمین، ابتدا به ریشه نازک حمله و سپس بطرف ریشه اصلی در ریشه پوسیده و گاهاً به شکل توده میسلیوم متراکم در خاک یا چسبیده به بقابای ریشه، زنده بماند. همچنین زمستان گذارنی کند.

عفونت با نفوذ مستقیم ریشه سیب

عفونت با نفوذ مستقیم ریشه فعال به داخل ریشه کوچک اتفاق میافتد. قارچ عامل بیماری از طریق تماس ریشه عفونی با ریشه سالم درختان مجاور، پخش قطعات ریشه پوسیده عفونی، خاک، آب و نهال  عفونی انتشار مییابد. در کشورمان این بیماری در اغلب مناطق میوه خیز بویژه اصفهان، مشهد، کرج، حومه تهران و نوشهر، ساری، یزد، شیراز، گرگان، قزوین، فسا، همدان، خوانسار و تبریز دیده میشود. از مهمترین میزبانهای بیماری پوسیدگی ریشه به انواع درختان میوه و درختان غیرمثمر اشاره کرد.

خسارت ناشی از بیماری قارچی درخت سیب در خزانه ها معمولاً زیاده و در مدت زمان کوتاهی ریشه نهال در اثر حمله قارچ منهدم و نهال سبز خشک میشود. جهت ابتلای نهالها به قارچ عامل بیماری کارشناسان توصیه میکنند. که ریشه آنها را قبل از کاشت در محلولی با فرمول زیر فرو برده و سپس عمل کشت را انجام داد. بنومیل به میزان ۳۰۰ گرم، خاکستر یا خاک رس نرم به میزان ۱۰ کیلوگرم، پهن الک خشک به میزان ۵ کیلو گرم و آب به میزان ۱۰۰ لیتر.

عواملی نظیر کشت عمیق درختان بالاخص در اراضی با بافت سنگین و رسی، آبیاری غرقابی که باعث افزایش رطوبت در منطقه ریشه میشود. باعث توسعه قارچ عاملی بیماری قارچی درخت سیب خواهد شد. از مهمترین روشهای کنترل بیماری میتوان به انتخاب نهالهای سالم و عاری از بیماری، ضدعفونی خاکهای آلوده با محلول متیل برماید اجتناب از کشت عمیق نهالها اشاره نمود.

شانکر سیتوسپورائی سیب 

این بیماری بنام بیماری دارخور سیب معروف است. شانکر سیتوسپورایی در اغلب مناطق سیب خیز جهان از جمله امریکا و اروپا شیوع دارد. در ایران بیماری مزبور در باغهای سیب واقع در کوهپایه و مناطق سردسیری نظیر سمیرم اصفهان، شهر ستانک و ارنگه استان تهران، همدان، زشک مشهد، قزوین، آذربایجان شرقی و غربی شیوع بیشتری دارد.

علائم بیماری قارچی درخت سیب شامل ایجاد لکه کوچک و بزرگ نکروزه و روی شاخه ها و تنه میباشد. که در نهایت این لکه ها بزرگتر و سطح آنها ترک برمیدارد. در نتیجه آن بافت چوب پنبه ای زیر پست تغییر رنگ و به تدریج شاخه ها و درخت خشک میشود. قارچ عامل بیماری برای ایجاد آلودگی احتیاج به راه نفوذ دارد. آلودگی از طریق محل قطع شاخه هرس یا شکسته در اثر برداشت محصول و زخم ایجاد و وارد گیاه میشود. 

عوامل حیات بیماری قارچی درخت سیب

  1. به شکل میسلیوم در بافتهای پوست عفونی اطراف شانکرهای ایجاد و روی شاخه درختان آلوده سیب.
  2. بصورت پیکنید و بندرت پریتس در متن شانکرها و سرشاخه آلوده روی درخت.
  3. پیکنید و پریتس روی شاخه ها و سرشاخه عفونی بریده و انبار در حاشیه باغها.

از مهمترین اقدامات کنترل بیماری قارچی درخت سیب میتوان به تراش دقیق شانکرهای موجود در روی شاخه ها و تنه درخت و بافت آلوده آنها و سمپاشی درختهای مزرعه با قارچ کشهای جذبی مناسب همزمان با سمپاشیهای توصیه علیه کرم سیب اشاره نمود. 

بیماری های پوسیدگی طوقه 

یکی از مهمترین امراضی که به  درختان صدمه وارد میاورد. بیماری پوسیدگی طوقه است. در سراسر دنیا شیوع دارد. این بیماری علاوه بر سیب به طوقه درختان پسته، گیلاس، مرکبات نیز حمله میکند. از علائم مهم بیماری پوسیدگی طوقه، میتوان به وجود زخم شبیه شانکر دورطوقه و تنه درخت در ناحیه مجاور خاک و گاهاً روی شاخه پایین اشاره نمود.

این علائم معمولاً از پنجاه سالگی به بعد ظاهر میشوند. عامل بیماری قارچی بنام فیتوفتوراکه اسپورهای آن بعد از زمستان گذارنی، در اوایل بهار در دمای ۱۷ درجه جوانه زنی و لوله زایا از آنها خارج و وارد نسوج گیاه میزبان میشود. جهت انتشار قارچ عامل بیماری، محیط مرطوب و دمای بالا ضروری است. در اثر برخورد قطرات باران نیز، اسپورهای روی طوقه درخت و از راه زخمهای موجود وارد نسوج درخت میشوند. برای مبارزه با این بیماری باید طوقه و تنه درختان را با قارچ کشهای مسی نظیر کاپتان ضد عفونی کرد. 

پوسیدگی ریشه ناشی از حمله قارچ عسلی 

این قارچ معمولاً در پای درختان مبتلا بشکل کلاهکهای عسلی رنگ در فصل پاییز اطراف طوقه روی ریشه های کاملاً پوسیده. ظاهر میشوند. قارچ عسلی باعث پوسیدگی ریشه نیز میشود. که در نتیجه درخت مبتلا به بیماری از بین خواهد رفت. درختان جوان ۲-۵ ساله براثر حمله این قارچ سریعتر دچار مشکل و در ادامه خشک میشوند.

رطوبت و درجه حرارت دو عامل مهم در گسترش قارچ عامل بیماری محسوب میشوند. از نشانه ظاهری آن میتوان به ضعف عمومی درخت اشاره نمود. که در مراحل اولیه با زردی برگها و خزان نا به هنگام آنها شروع میشود. برگها و میوه نارس به حالت خشک روی درخت تا پاییز میمانند. در درختان مسن و تنومند این علائم روی تمام درخت دیده نشود.

عامل بیماری مزبور قارچی است. به نام آرمیلاریا که انتشار و سرایت آن از طریق رشته های طنابی شکل انجام میشود. انتقال عامل بیماری علاوه بر آب از طریق بقایای چوبی و تنه آلوده و جابجایی خاک آلوده انجام میگیرد. از قارچ کشهای مهم جهت مبارزه با این بیماری میتوان به بنومیل و توپسین اشاره نمود. 

بیماری ویروس موزائیک سیب 

این بیماری قارچی درخت سیب در اغلب کشورهای اروپائی، امریکای شمالی، امریکای جنوبی، هند، ژاپن و استرالیا گزارش شدست. در ایران نیز موزائیک سیب در اطراف کرجو شهریار روی ارقام شفیع آبادی و گلاب بوسیله منوچهری در سال ۱۳۴۷ گزارش شدست. بیماری موزائیک سیب بصورت تغییر رنگ برگها و ابلق آنها ظاهر میشود.

از مهمترین نشانه بیماری قارچی درخت سیب مزبور میتوان به بروز خال لکه موزائیکی اشاره کرد. که قسمت یا تمامی پهنک برگ را احاطه میکند. لکه ها ممکن ست سفید، زرد یا سبز روشن وبه اشکال مختلف باشند. ویروس عامل بیماری دارای نژادهای متعددی است. با شدت بیماری لکه ها به رنگ سیاه (نگروتیک) درآمد. قسمتهای از برگ سوراخ و ریزش مینماید.

این بیماری محصول تولید و در واحد سطح بمیزان قابل توجهی میکاهد. احتمال انتقال ویروس عامل بیماری از طریق پیوند امکانپذیرست. عامل این بیماری ویروس موزائیک سیب است. نوعی ویروس دیگر در تولار آمریکا از درختان بسته به نژاد ویروس و بزرگ سیب و کوچکی گیاه مورد آزمایش تغییر میکند. حداقل دوره کمون بیماری روی سیب الیزابت ۳ هفته گزارش شدست.

علائم اولیه در فصل بهار و اوایل تابستان ظاهر و با چشم غیر مسلح نیز قابل مشاهده میباشد.

 
× ثبت سفارش